آخرتاند . آيا نشنويد قول اهل آتش را ؟ قوله :
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
« 13 » ، اى ، ما را شفيعان نيستند و دوستى نزديك نيست .
و عبد اللّه بن عمر - رضى اللّه عنهما - گفت : به خداى اگر روزها روزه دارم و افطار نكنم و شبها به قيام گذارم و نخسبم ، و مالهاى نفيس « 14 » خود را در راه خداى تعالى نفقت كنم ، و آن روز كه بميرم در دل من دوستى اهل طاعت خداى و دشمنى اهل معصيت خداى نباشد ، مرا چيزى سود ندارد . و ابن سمّاك در وقت وفات گفت : اى بار خداى ، تو مىدانى كه اگر چه تو را فرمانبردارى نكردم ، مطيعان تو را دوست مىداشتم ، پس آن را براى من در حضرت خود قربتى ساز . و حسن - رضى اللّه عنه - بر ضد اين سخن گفت : اى پسر آدم فريفته مشو به قول آن كه گويد مرد با آن كس باشد [ 171 ] كه وى را دوست دارد ، كه تو هرگز به نيك مردان نرسى مگر به اعمال نيك ايشان ، چه جهودان و ترسايان پيغامبران خود را دوست مىداشتند و با ايشان نمىباشند . و اين اشارتى است كه مجرد آن ، بى موافقت در بعضى از اعمال يا كلّ آن ، سود ندارد .
و فضيل گفت در بعضى سخنان خود : هان ، خواهى كه ساكن فردوس باشى و مجاور رحمان در سراى او با پيغامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان ! به كدام كار نيك كه اقامت نمودهاى ؟ و به كدام شهوت كه آن را بگذاشتهاى ؟ و به كدام خشم كه آن را فرو خوردهاى ؟ و به كدام رحم منقطع كه آن را بپيوستهاى ؟ و به كدام زلّت برادر خود كه آن را پوشيدهاى ؟ و به كدام نزديكى كه از براى خداى تعالى از او دور شدهاى ؟ و به كدام دورى كه از براى خداى تعالى نزديكى او جستهاى ؟
و آمده است كه حق تعالى به موسى ( ع ) وحى فرستاد كه هرگز براى من كارى كردهاى ؟
موسى - عليه السّلام - گفت : الهى ، براى تو نماز گزاردم و روزه داشتم و صدقه دادم و ذكر گفتم .
فرمود كه نماز برهان تو است ، و روزه سپر تو ، و صدقه سايهء تو ، و ذكر نور تو ، پس كدام كار براى من كردهاى ؟ موسى گفت : الهى كارى كه براى تو باشد مرا دلالت فرماى . فرمود كه هيچ كس را براى من دوست داشتهاى ؟ و هرگز هيچ كس را براى من دشمن گرفتهاى ؟ پس موسى ( ع ) دانست كه فاضلترين كارها دوستى و دشمنى است براى خداى تعالى .
هامش
( 13 ) شعراء 26 - 100 و 101 .
( 14 ) در شرح زبيدى : ( و أنفقت مالى غلقا ) اى حبسا .