وصيت صوفيان . زيرا كه معنى وقف صرف كردن است در مصالح ايشان ، پس غير صوفى را روا باشد كه با ايشان بخورد به رضاى ايشان بر مايده ، يك بار يا دو بار ، چه بناى كار طعام بر تسامح است تا به حدى كه از غنيمتهاى مشترك تنها خوردن طعام رواست . و قوّال « 554 » را روا كه با ايشان در دعوت ايشان طعام خورد ، و آن از مصالح معيشت ايشان باشد . و از وصيت صوفيان روا نباشد كه قوّال را دهند . و همچنين هر كه را بخوانند از عالمان و بازرگانان و قاضيان و فقيهان ، از آن جمله كه در استمالت دل ايشان غرضى دارند ، ايشان را خوردن به رضاى صوفيان روا باشد ، چه واقف جز بر اعتقاد آن چه عادت صوفيان است وقف نكند ، پس بر عرف حمل شود و ليكن پيوسته نباشد . پس كسى را كه صوفى نبود ، روا نباشد كه با ايشان دايما ساكن شود و بخورد ، اگر چه بدان راضى باشند ، چه ايشان را نرسد كه شرط واقف را به مساكنت غير جنس ايشان بگردانند « 555 » .
و اما فقيه چون بر زى و اخلاق ايشان باشد ، روا كه بر ايشان نزول كند . و فقيه بودن منافى تصوف نباشد [ 163 ] . و جهل شرط تصوف نيست به نزديك كسى كه تصوف را داند . و التفات نبايد كرد به خرافات بعضى احمقان كه علم را حجاب گويند ، زيرا كه جهل حجاب است . و تأويل اين سخن در « كتاب علم » گفتهايم و بيان كردهايم كه حجاب علم مذموم است نه علم محمود ، و محمود و مذموم را شرح كردهايم .
و اما فقيه چون به زى و اخلاق ايشان نباشد ، ايشان را رسد كه او را از نزول بر خود منع كنند . و اگر به نزول او راضى باشند ، او را با ايشان خوردن به طريق تبعيت حلال باشد . و عدم زى را مساكنت جبر كند و ليكن به رضاى اهل زى و شاهد اين كارها عادت است . و در آن كارهاى متقابل است كه اطراف آن در نفى و اثبات پوشيده نماند ، و اوساط آن متشابه « 556 » است .
پس هر كه در موضع اشتباه احتراز كند ، براى دين خود استبرأ كرده باشد ، چنان كه در باب شبهتها بر آن تنبيه كردهايم .
مسئله پرسيدند كه ميان رشوت و هديه چه فرق است ،
( 1 ) با آن كه هر يكى از آن به رضاست ، و از غرض
هامش
( 554 ) قوّال ، خواننده ، آن كه در مجالس سماع صوفيان با آواز شعر و سرود خواند .
( 555 ) گرداندن ، تغيير دادن .
( 556 ) متشابه ( در مقابل محكم ) آن چه حكم روشن ندارد .