پس اين جماعت مىگويند كه آن چه از جماعتى آمده است كه نستدهاند ، آن دليل تحريم نيست بل دليل ورع است ، چون ورع خلفاى راشدين و ابو ذر و غير ايشان از زاهدان . چه ايشان حلال مطلق را از راه زهد بگذاشتهاند ، و از حلالى كه به محظورى ادا كند از راه ورع و تقوى باز بودهاند . پس اقدام اين جماعت دليل جواز است ، و امتناع ايشان دليل تحريم نيست . و آن چه از سعيد مسيب آمده است كه عطاى خود در بيت المال بگذاشته تا سى و اند هزار جمع شده ، و آن چه از حسن نقل افتاده است كه از آب صرّاف آبدست نكنم اگر چه وقت نماز تنگ شود ، زيرا كه اصل مال او ندانم ، همه ورعى است كه انكار نتوان كرد . و متابعت ايشان در تورّع اولىتر از متابعت اين جماعت در توسّع ، و ليكن متابعت اين جماعت در توسّع حرام نيست .
پس اين است شبهت كسى كه گرفتن مال سلطان ظالم روا دارد . و جواب آن است كه آن چه از گرفتن اين جماعت نقل شده است محصور است و اندك است به اضافت « 416 » آن چه از رد و انكارشان نقل شده است . و اگر در گذاشتن ايشان احتمال ورع است ، در گرفتن آن سه احتمال متفاوت در درجه است به تفاوت ايشان در ورع . چه ورع را در حق سلاطين چهار درجه است .
درجهء اول آن كه از مال ايشان اصلا چيزى نستاند ، چنان كه ورعان كردهاند و چنان كه خلفاى راشدين كردند ، تا به حدى كه أبو بكر صدّيق - رضى اللّه عنه - كل آن چه از بيت المال استده بود حساب كرد ، شش هزار درم شد ، پس آن را به بيت المال باز داد . و عمر - رضى اللّه عنه - مال بيت المال قسمت مىكرد ، دختركى از آن وى در آمد و يك درم از آن مال بر گرفت ، عمر در طلب او بر خاست چنان كه ردا از يك دوش وى بيفتاد ، و آن دخترك به خانه در رفت و مىگريست و سيم در دهن نهاده ، و عمر - رضى اللّه عنه - انگشت در دهن او كرد و آن را بيرون آورد و بر خراج انداخت « 417 » و گفت : يا ايّها النّاس ، ليس لعمر و لا لآل عمر الاّ ما للمسلمين قريبهم و بعيدهم ، اى ، اى مردمان ، عمر را و آل عمر را نيست مگر آن چه دور و نزديك مسلمانان راست . و بو موسى اشعرى بيت المال برفت و يك درم يافت ، پسرى خرد از آن عمر مىگذشت ، به دست وى داد ، و عمر آن را به دست وى بديد [ و پرسيد : اين از كجا گرفتى ؟ ] پسر او را گفت : مرا بو موسى داده است .
عمر گفت : يا ابا موسى ما كان في اهل مدينة اهل بيت أهون عليك من آل عمر ، أردت ان لا يبقى من امّة محمّد
هامش
( 416 ) به اضافت ، به نسبت .
( 417 ) ضميمهء مال بيت المال كرد .