دو اسراف است . و اعتدال آن است كه ذكر آن تقديم كردهايم ، و آن حكم آن است كه اگر اغلب حرام باشد ، گرفتن حرام بود ، و اگر اغلب حلال بود و در او حرامى بيقين باشد ، موضع توقف بود ، چنان كه رفته است .
و كسى كه گرفتن مال سلاطين روا داشته است چون « 406 » در آن حرام و حلال باشد ، هر گاه كه محقق نشود كه عين آن چه گرفته است حرام است ، حجت آورده است بدانچه از جماعتى از صحابه - رضى اللّه عنهم - روايت كردهاند كه ايشان روزگار اميران ظالم دريافتند و از ايشان مالها بستدند . ايشان بو سعيد خدرى و بو هريره و زيد بن ثابت و بو ايوب و جرير بن عبد اللّه و جابر و انس و مسور مخرمة بودند . از آن جمله بو سعيد و بو هريره از مروان و يزيد و عبد الملك بستدند « 407 » ، و ابن عباس و ابن عمر از حجاج ، و بسيارى از تابعين چون شعبى و إبراهيم و حسن و ابن ابى ليلى نيز از ايشان بستدند ، و شافعى - رضى اللّه عنه - از هارون الرشيد به يك دفعه هزار دينار بستد ، و مالك - رضى اللّه عنه - از خلفا اموال بسيار گرفت .
و على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - گفت : خذ ما أعطاك السّلطان فانّ ما يعطيك من الحلال ، و ما يأخذه من الحلال اكثر ، اى ، بگير آن چه سلطان به تو داد كه تو را از حلال مىدهد ، و آن چه او از حلال مىستاند بيشتر است .
و آن كس كه از ايشان نستد از راه تورّع بود و ترسيدن بر دين خود ، كه نبايد « 408 » كه باعث باشد بر چيزى كه حلال نبود . چنان كه بو ذر أحنف قيس را گفت : خذوا العطاء ما دام نحلة ، فإذا كان أثمان دينكم فدعوه ، اى ، عطا را بستانيد ما دام كه بخشيده باشد ، بخششى به خوش منشى ، پس چون بهاى دين شما باشد بگذاريد . و بو هريره - رضى اللّه عنه - گفت : إذا أعطينا قبلنا و إذا منعنا لم نسأل ، اى ، چون ما را بدهند قبول كنيم و چون از ما باز دارند نخواهيم . و از سعيد مسيب آمده است از ابو هريره ، كه چون معاويه وى را بدادى خاموش بودى ، و چون ندادى در وى طعن كردى . و شعبى از ابن مسروق « 409 » روايت كرد كه هميشه عطاها باعث باشد اهل آن را تا ايشان را به دوزخ برد ، اى ، بر حرام باعث شود ، نه آن كه در نفس خود حرام است .
هامش
( 406 ) چون ، هنگامى كه .
( 407 ) مقصود زمانى است كه عبد الملك والى مدينه بوده است ، زيرا وى در سال 42 ه در سن 17 سالگى از جانب معاويه به ولايت آن جا بر گزيده شد ( زركلى ) .
( 408 ) نبايد ، مبادا .
( 409 ) در شرح زبيدى : و في بعض النسخ ابى مسروق و كلاهما لم اعرفه و لعله عن مسروق .