است ، و ملك يكى از آنها - به تقدير فوت شدن - از ملك ديگرى اولى نيست ، مگر آن كه در كمتر نگريسته شود و تقدير كرده آيد كه آن فايت است ، يا به آميزنده نگريسته آيد و او را به فعل او متلف حق ديگرى شمرده شود ، و هر دو در غايت دورىاند . و اين در مثليّات واضح است ، زيرا كه در اتلافها بى عقدى عوض شود .
اما چون سرايى به سرايها يا بندهاى به بندگان مشتبه شود ، طريقى جز مصالحت و تراضى نباشد . و اگر ابا نمايد كه جز عين حق خود نستاند و بر آن قادر نشود ، و ديگرى خواهد كه همهء ملك او را مانع باشد « 361 » : پس اگر اين چيزها در قيمت متماثل باشد طريق آن است كه قاضى همهء سرايها بفروشد و بها بر ايشان به قدر نسبت قسمت كند ، و اگر متفاوت بود ، از طالب بيع قيمت بهترين سرايها بستاند ، و مقدار قيمت كمترين به ممتنع « 362 » دهد ، و در قدر تفاوت توقف نمايد تا روشن شود و يا صلح كنند ، زيرا كه مشكل است . و اگر قاضى نباشد ، كسى كه همه در دست او بود و خواهد كه از آن خلاص يابد ، به نفس خود بكند . و مصلحت اين است . و آن چه جز اين است از احتمالهاى ضعيف است كه ما آن را اختيار نكنيم . و در آن چه در پيش رفته است تنبيهى است بر علت اين كار . و اين در حنطه « 363 » ظاهر است و در نقدها كم از آن و در عروض « 364 » غامضتر ، كه بعضى از آن بدل بعضى نباشد و براى آن به بيع حاجت آيد . و ما مسئلهها تصوير كنيم كه بيان اين اصل بدان تمام شود « 365 »
مسئله هر گاه با جماعتى ميراث يابد ، و سلطان ضيعتى از ارث ايشان غصب كرده باشد ،
( 1 ) پس بر او قطعهاى معيّن رد كند ، آن از آن همهء وارثان بود . و اگر از آن ضعيف نيمى رد كند ، و آن قدر حق او بود ، وارثان در آن شريك بوند . پس آن نيمى كه از آن اوست متميز نيست تا گويند باز گردانيده آن است و باقى مغصوب است ، و متميز نشود به نيت سلطان و قصد او كه غصب را در نصيب ديگران حصر كند « 366 »
هامش
( 361 ) در شرح زبيدى : و أراد الآخر ان يرد عليه عين ملكه ( 6 - 98 ) .
( 362 ) ممتنع ، مخالف بيع .
( 363 ) حنطه - گندم .
( 364 ) عروض ، ( ج عرض ) ، متاع ، كالا .
( 365 ) آن چه ميان دو ستاره واقع شده از متن نسخهء فيضيه افتاده ولى در حاشيهء همان صفحه افزوده شده است ، چون اين حاشيه نيز ناقص شده بود ناگزير به يارى چند چاپ از متن عربى تكميل شد و در جاى خود قرار گرفت .
( 366 ) آن چه ميان دو ستاره واقع شده از متن نسخهء فيضيه افتاده ولى در حاشيهء همان صفحه افزوده شده است ، چون اين حاشيه نيز ناقص شده بود ناگزير به يارى چند چاپ از متن عربى تكميل شد و در جاى خود قرار گرفت .