وى او را به شگفت آورد ، چه موافق آن چه هر روزى پيش از آن بودى نبود ، و اين اسباب ريبت است .
پس هر كه ضيافتى بيابد از مردى مجهول ، به اجابت او بى تفتيش عاصى نباشد . بل اگر در سراى او تجملى با مالى بسيار بيند ، او را نرسد كه گويد : « حلال اندك باشد و اين بسيار است ، پس از كجا او را از حلال چندين فراهم آيد ؟ » بل چون شخص بعينه احتمال آن دارد كه مالى ميراث يافته باشد يا كسب كرده ، مستحق گمان نيك باشد . و بر اين زيادت كنم و گويم كه او را نرسد كه از او بپرسد ، بل اگر تورع كند و نخواهد كه بر جوف « 291 » او چيزى رود مگر آن چه بداند كه از كجاست ، اين نيكو باشد ، و بايد كه در گذاشتن « 292 » آن تلطف نمايد . و اگر از خوردن آن او را چاره نيست ، بى سؤال بخورد . چه پرسيدن رنجانيدن و پرده دريدن و اندوهگين گردانيدن باشد ، و اين بى شك حرام است .
و اگر گويى : شايد كه نرنجد . گوييم : شايد كه برنجد . و تو از بيم شايد مىپرسى ، پس اگر به شايد قناعت خواهى كرد ، شايد كه مال او حلال باشد . و بزه در رنجانيدن مسلمانى كم از آن نيست كه در خوردن شبهت يا حرام . و غالب بر مردمان آن است كه از تفتيش برنجند . و نبايد كه از غير او بپرسد چنان كه او بداند ، زيرا كه رنجانيدن بيشتر باشد . و اگر چنان پرسد كه او نداند [ 127 ] ، در آن بد گمانى و پرده دريدن باشد و تجسس و تشبث به غيبت ، اگر چه صريح نبود . و اين همه در يك آيت منهى است ، قال اللّه تعالى :
اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
« 293 » ، اى ، بسيارى گمانها بگذاريد ، كه بعضى از گمانها بزهكارى است - و آن گمان آن است كه در اهل خير يا كسى كه از او فسقى معلوم نباشد گمان بد برد - و عيبها مجوييد و يك ديگر را غيبت مكنيد ، اگر چه در وى آن چيز موجود باشد ، به چيزى كه آن كس كراهيت دارد ياد مكنيد .
و بسيار زاهد جاهل باشد كه دلها به تفتيش برنجاند و سخن درشت رنجاننده بگويد ، و شيطان آن را در چشم او خوب نمايد تا به خوردن حلال مشهور شود . و اگر باعث او محض دين باشد ، از رنج دل مسلمان بيش از آن ترسد كه از رسانيدن چيزى به جوف خود كه آن را نداند . چه او به چيزى كه آن را نداند گرفتار نبود چون علامتى موجب گذاشتن « 294 » نباشد .
پس بايد كه بداند كه راه پرهيزكارى گذاشتن « 295 » است ، نه تجسس كردن . و چون از
هامش
( 291 ) جوف ، شكم ، اندرون .
( 292 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 293 ) حجرات 49 - 12 .
( 294 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 295 ) گذاشتن ، ترك كردن .