پس صلاح او بر حلالى « 265 » دليل كند ، و نوع متاع و اندكى آن از غير غارت بر حرامى « 266 » ، پس كار متعارض شود . و همچنين چون يك عدل حلالى گويد و عدل ديگر حرام . يا شهادت دو فاسق ، يا قول كودكى و بالغى متعارض شود . پس اگر ترجيحى ظاهر گردد بدان حكم افتد ، و ورع ترك آن است ، و اگر ترجيحى ظاهر نشود توقف واجب بود . و تفصيل آن در « باب تعرف ، به بحث و سؤال » بخواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى .
قسم سوم تعارض اشتباه در صفتهايى كه احكام بدان منوط باشد .
( 1 ) مثال او آن است كه به مالى براى فقها وصيت كنند ، پس دانسته شود كه كسى كه در فقه كامل بود در آن داخل شود ، و كسى كه در آغاز تعلّم باشد - از يك روز يا از يك ماه - داخل نشود . و ميان آن دو درجههاى نامحصور است كه در آن شك افتد ، و مفتى به حسب ظن فتوا دهد ، و ورع ترك آن است . و اين غامضترين موجبات شبهت است ، چه در آن صورتهايى است كه مفتى را در آن تحيّر آرد ، تحيّرى لازم كه آن را حيلت « 267 » نباشد ، چه موصوف به صفت در درجهء متوسط باشد كه ميان دو درجهء متقابل بود كه ميل او به يكى از آن ظاهر نشود .
و همچنين صدقات كه محتاجان را بايد داد . چه هر كه چيزى ندارد احتياج او معلوم باشد ، و هر كه مالى بسيار دارد هم توانگريى او معلوم . و ميان آن دو مسئلههاى غامض پيش آيد : چنان كه كسى را كه سراى و متاع و جامه و كتاب دارد ، چه آن چه به قدر حاجت باشد از دادن صدقه به دو باز ندارد ، و زيادت از آن باز دارد « 268 » ، و نظر « 269 » در اندازهء فراخى سراى و بناها ، و مقدار قيمت آن ، بدانچه در ميان شهر باشد و سرايى كم از آن وى را بسنده بود ، و همچنين در نوع متاع خانه ، چون رويين باشد نه سفالين ، و همچنين در عدد و قيمت آن ، و همچنين چيزى كه بدان هر روز حاجت باشد ، و چيزى كه بدان هر سال ، چون اسباب زمستان ، و آن چه جز در سالها بدان حاجت نباشد . و چيزى را از آن حدى نيست . و در مثل اين ، وجه آن است كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفته است : دع ما يريبك إلى ما لا يريبك . و اين همه در محل ريبت است . پس اگر مفتى
هامش
( 265 ) « ى » مصدرى .
( 266 ) « ى » مصدرى .
( 267 ) حيلت ، چاره ، گزير .
( 268 ) مالى كه به قدر حاجت صاحب مال باشد مانع صدقه دادن به وى نمىشود ، ولى مال زيادتر از حاجت مانع شود . نيز در اينجا افتادگى دارد ، در عربى : و الحاجة ليست محدودة و انما تدرك بالتقريب .
( 269 ) در شرح زبيدى : و يتصدى منه النظر .