تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
تسامع « 248 » شناسد ، چنان كه فاضل‌ترين طبيبان شهر را به تسامع و قرينه‌ها شناسد ، اگر چه طب نداند . و مستفتى را نرسد كه آن چه از مذهبها بر او واسعتر باشد برگزيند ، بل بر او واجب بود كه باز جست كند تا بر ظنّ او غالب شود كه فاضل‌تر كدام است ، پس او را متابعت كند و اصلا خلاف ننمايد . آرى ، اگر امام او را به چيزى فتوا دهد و آن امام را در او مخالفى بود ، از خلاف به اجماع گريختن از ورع مؤكد باشد . و همچنين چون نزد مجتهد دليلها متعارض شود و جانب حلّ به حدس و تخمين و ظن راجح بود ، ورع او آن باشد كه از او اجتناب نمايد . پس مفتيان به حلالى چيزى فتوا فرمودندى و هرگز بدان اقدام ننمودندى از راه پرهيزيدن از آن و ترسيدن از شبهت در آن . و اين را نيز بر سه مرتبه قسمت كنيم . مرتبهء اول آن چه استحباب در پرهيزيدن از آن مؤكد است ، و آن باب آن است كه دليل مخالف در آن قوى باشد ، و وجه ترجيح مذهب ديگر بر آن باريك . پس پرهيزيدن از شكار سگ معلّم - چون سگ از آن بخورد - از مهمات است اگر چه مفتى فتوا دهد كه حلال است ، زيرا ترجيح در آن پوشيده است ، و ما « 249 » اختيار كرده‌ايم كه حرام است [ 123 ] ، و آن أقيس قولهاى شافعى « 250 » رضى اللّه عنه - است . و هر گاه كه شافعى را - رضى اللّه عنه - قولى جديد موافق مذهب بو حنيفه - رحمة اللّه عليه - يا غير او از ائمه - رحمهم اللّه - يافته شود ، ورع مهم باشد ، اگر چه مفتى به قول ديگرى فتوا دهد . و از آن جمله پرهيزيدن است از متروك تسميه « 251 » ، اگر چه قول شافعى - رضى اللّه عنه - در آن مختلف نيست ، زيرا كه آيت قرآن در ايجاب آن ظاهر است و اخبار در آن متوارد . چه هر كه پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلم - از صيد پرسيد ، گفت : إذا أرسلت كلبك المعلّم و ذكرت عليه اسم اللّه فكل ، اى ، چون سگ شكارى خود را فرستادى و نام خداى تعالى بر آن ياد كردى بخور . و اين بتكرار نقل شده و به « ذبح به تسميه » معروف گشته . و اين همه دليل اشتراط تسميه را قوّت دهد . و ليكن قول پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم : المؤمن يذبح على اسم اللّه سمّى او لم يسمّ چون درست شده است - اى ، ذبح مؤمن بر نام خداى تعالى باشد ، تسميه گويد يا نگويد - محتمل است
هامش
( 248 ) تسامع ، شنيدن . ( 249 ) يعنى شافعيان ( زبيدى ) . ( 250 ) در شرح زبيدى : ( هو أقيس قولى [ دو قول ] الشافعي ) اى اقواهما قياسا ( 6 - 65 ) . ( 251 ) متروك تسميه ، بسم اللّه نگفته ، مذبوح بدون ذكر نام خدا .