و كافران به فروع شريعت مخاطب باشند ، و مالها در دست مكذّبان و مصدّقان . اما مكذّبان بر خلاف شريعت عيسى معاملت مىكردند ، و مصدّقان اگر چه اصل را تصديق داشتند اما در ورزيدن شريعت مساهلت مىنمودند ، چنان كه مسلمانان در اين وقت مساهلت مىنمايند ، با آن چه عهد پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلم - نزديكتر است .
مترجم مىگويد كه اين در زمان مصنف بود ، و در اين وقت از عهد پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلم - زيادت از ششصد سال « 162 » [ 116 ] بر آمده است ، و در مساهلت ورزيدن در شريعت از همه اندازه گذشته .
پس كل مالها يا بيشتر يا بسيارى از آن حرام بود . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از گذشته عفو فرمود و تعرّض نكرد آن را ، و اصحاب يد « 163 » را به مالها مخصوص داشت ، و شرع را ممهّد « 164 » گردانيد . و آن چه تحريم آن در شرعي ثابت شده باشد ، به بعث پيغامبرى حلال نشود ، و بدانچه صاحب يد حرام را تسليم كند حلال نگردد . چه ما در جزيت اهل ذمت ، آن چه به تعيين بدانيم كه از بهاى خمر است يا از مال ربا نستانيم . و مالهاى ايشان در آن روزگار هم چون مالهاى اكنون ما بود . و كارهاى عرب صعبتر بود ، زيرا كه عموم « 165 » نهب و غارت ميان ايشان اطّرادى « 166 » و استمرارى داشت .
پس روشن شد كه احتمال چهارم از احتمالات فتوا را معين است « 167 » ، و پنجم طريق ورع است ، بل تمام ورع آن است كه در مباح بر اندازهء حاجت اقتصار نمايد ، و توسّع دنيا را به كليت بگذارد ، و اين طريق آخرت است . و ما در اين حال در فقه كه منوط است به مصالح خلق سخن مىگوييم . و فتواى ظاهر را حكمى و طريقى است بر مقتضى مصالح . و سلوك طريق دين جز آحاد نتوانند ، و اگر همه خلق بدان مشغول باشند نظام باطل شود و عالم خراب گردد ، چه آن طلب ملك بزرگ است در آخرت ، و اگر همهء خلق به طلب ملك دنيا « 168 » مشغول شوند و پيشههاى خسيس و كارهاى حقير بگذارند نظام باطل شود ، و به باطل شدن آن ملك نيز باطل گردد . پس پيشهوران را مسخّر گردانيدهاند براى آن كه ملك پادشاه منتظم باشد ، و همچنين ارباب دنيا را
هامش
( 162 ) شاهدى ديگر بر صحت تاريخ پايان يافتن اين ترجمه در سال 620 ه ، پاورقى 138 .
( 163 ) اصحاب يد ، متصرفان .
( 164 ) ممهّد ، نيك گسترده ، استقرار يافته ، هموار و نيكو .
( 165 ) عموم ، عام بودن .
( 166 ) اطّراد ، شيوع ، رواج .
( 167 ) در عربى : متعين في الفتوى .
( 168 ) در شرح زبيدى : ( ملك الدنيا ) الذي هو الرئاسة على الناس .