تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
همه هلاك شوند ، چه هر يكى از رعيت را لازم آيد كه به ده كس از ايشان قيام نمايد ، با تنعم ايشان در معيشت ، و آن صورت نبندد ، بل كفايت يك كس از ايشان از هزار كس و زيادت از آن فراهم آيد . و سخن دزدان همين است « 134 » ، چه ايشان در شهرى بزرگ عددى اندك باشند . اما مستند دوم و آن بسيارى ربا و معاملتهاى فاسد است . آن نيز « بسيار » است و « بيشتر » نيست . چه بيشتر مسلمانان بر شرطهاى بيع معاملت كنند ، پس عدد ايشان بيشتر بود . و آن كه به ربا و غير آن معاملت كند ، اگر معاملتهاى او تنها شمرده شود ، عدد صحيح آن بيشتر از فاسد باشد ، مگر آن كه به توهّم خود در شهر كسى را طلبند كه مخصوص باشد به ناپاكى و پليدى و بىديانتى ، تا صورت بندد كه معاملتهاى فاسد او را بيشتر توان گفت ، و مثل آن نادر بود . و اگر « بسيارى » « 135 » باشد « بيشتر » نبود اگر همه [ 112 ] معاملتهاى او فاسد باشد . و چگونه چنين بود ؟ كه او هم از معاملهء صحيحى خالى نباشد كه با معاملهء فاسد او برابر بود يا زيادت از آن . و اين قطعى است كسى را كه بينديشد . و اين سخن بر نفسها غالب نشده است ، مگر به سبب استكثار فساد و استعظام آن ، اگر چه نادر باشد . تا « 136 » روا باشد كه چنان پنداشته مىشود كه زنا و شرب خمر شايع شده است چنان كه حرام شايع شده ، و در خيال مىآيد كه ايشان بيشترند ، و اين خطاست . چه ايشان اندك‌ترند ، اگر چه در ايشان بسيارى « 137 » هست . مستند سوم و آن مخيّل‌تر است ، كه گفته شود كه مالها حاصل نمىشود مگر از معدن و نبات و حيوان . و حيوان و نبات به توالد حاصل مىآيد . پس چون در گوسفندى مثلا بنگريم و آن در هر سالى بارى بزايد ، عدد اصل‌هاى آن تا زمان پيغامبر - عليه السّلام - نزديك به پانصد بود . مترجم مىگويد كه اين از زمان مصنّف بود - رضى اللّه عنه - و از زمان ما بيش از ششصد باشد « 138 » . و خالى نبود از آن كه در يكى از اصل‌هاى آن غصبى يا معاملتى فاسده راه يافته باشد ، پس
هامش
( 134 ) دربارهء دزدان نيز همين معنى صادق است . ( 135 ) بسيارى ( ى نكره ) ترجمهء « كثيرا » . ( 136 ) تا ، حتى . ( 137 ) بسيارى ( ى مصدرى ) ترجمهء « الكثرة » . ( 138 ) توضيح مترجم با جملهء « و از زمان ما بيش از ششصد باشد » ، و تكرار آن در چند سطر پايين‌تر نيز تأييدى است بر اينكه ترجمهء فارسى اين كتاب در سال 620 ه پايان يافته است ، و اين تاريخ در مقدمهء همين ترجمه از مؤيد الدين محمد خوارزمى دو بار تصريح شده است .