و مردى كشته شد و متاع او را تفتيش كردند ، در ميان آن مهرههايى از مهرههاى جهودان يافتند كه دو درم بيش نيرزيد ، در آن خيانت كرده بود . و همچنين صحابهء پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - اميران ظالم را دريافتند « 127 » ، و كسى از ايشان امتناع ننمود از خريدن از بازار ، به سبب غارت مدينه - و اصحاب يزيد آن را سه روز غارت كرده بودند - و كسى كه از آن مالها امتناع مىنمود ، در ورع مشار إليه « 128 » بود . و بيشترى از آن امتناع نمىنمودند ، با آن كه مالهاى غارت شده در ايام ظالمان بسيار بود و آميخته . و هر كه چيزى واجب كند كه سلف صالح نكردندى و گويد كه او از شرع چيزى دريافت كه ايشان در نيافتند ، او موسوس و مختلّ العقل بود . و اگر روا بود كه در امثال اين بر ايشان مزيدى كرده آيد ، مخالفت ايشان هم روا بود در مسئلههايى كه جز اتفاق ايشان مستندى نيست : در آن چه گفتهاند كه جدّه چون مادر است در تحريم ، و پسر پسر چون پسر است ، و موى خوك و [ 111 ] پيه او چون گوشت اوست كه در قرآن مذكور است ، و در بيرون شش چيز « 129 » كه در حديث آمده است هم حكم ربا قايم است . و اين محال است ، زيرا كه ايشان به فهم شريعت سزاوارتر از ديگراناند .
اما قياس آن كه اگر اين در گشاده آيد در تصرفهاى شرعي بسته شود و عالم خراب شود ، كه فسق بر مردم غالب است و به سبب آن در شرطهاى شرع كه در عقدهاست تساهل كنند ، و آن هر آينه به آميختن مؤدى باشد « 130 » .
سؤال از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - نقل كردهاند كه او از سوسمار امتناع نمود و گفت :
مىترسم كه از آن جمله باشد كه حق تعالى آنان را مسخ كرده است ، و آن در اختلاط غير محصور است « 131 » .
جواب آن را بر ورع و تنزيه حكم كنيم . يا گوييم كه سوسمار را شكلى غريب است كه روا بود كه آن بر مسخ دلالت كند . پس آن دلالتى باشد در عين متناول .
سؤال اين از زمان پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - و زمان صحابه - رضى اللّه عنهم - معلوم
هامش
( 127 ) روزگار اميران ظالم را ديدهاند .
( 128 ) در شرح زبيدى : ( مشار إليه ) بالبنان [ انگشت نما ] .
( 129 ) و آن زر و سيم و گندم و جو و خرما و نمك است به روايت شيخين ( زبيدى ) .
( 130 ) به اختلاط احوال كشيده شود .
( 131 ) در شرح زبيدى : ( و هو في اختلاط غير المحصور بالمحصور ) .