اشارت متميز نشود ، چون آميختن مايعات ، يا آميختن استبهام « 120 » بود با آن كه اعيان متميز باشند ، چون آميختن بندگان و اسبان و سرايها . و آن چه به استبهام آميزد : يا عين او مقصود باشد ، چون عروض ، و يا مقصود نبود ، چون نقود . و از اين تقسيمهاى سهگانه قسمها بيرون آيد .
قسم اول آن كه عينين به عدد محصور بر طبق استبهام بياميزد .
( 1 ) چنان كه مردارى به كشتارى يا ده كشتار ، يا همشيرهاى به ده زن اجنبيه بياميزد ، يا يكى از دو خواهر را به زنى كند ، پس ملتبس شود . و اين شبهتى است كه اجتناب آن به اجماع واجب است ، زيرا كه اجتهاد و علامات را در اين مجال نيست ، و چون به عددى محصور بياميزد جمله چون يك چيز شود ، و يقين تحريم و تحليل در آن متقابل باشد . و در اين فرقى نيست ميان آن كه حل ثابت بود پس اختلاط حرام گرداننده طارى شود ، چنان كه طلاق بر يكى از دو زن در مسئلهء پرنده ، يا اختلاط پيش از استحلال باشد ، چنان كه زنى همشيره به اجنبيه بياميزد ، و استحلال يكى از ايشان خواهد . و اين در طارى شدن تحريم مشكل است ، چون طلاق يكى از دو زن به سبب آن چه سابق شده است از استصحاب . و ما بر وجه جواب تنبيه كرديم ، و اين وجه آن است كه يقين تحريم مقابل يقين حل شده است و استصحاب ضعيف گشته ، و جانب خطر در نظر شرع غالبتر است و براى آن راجح شده است . و اين آن وقت باشد كه حرام محصور به حلالى محصور آميخته باشد ، و اگر حلالى محصور به حرامى نامحصور مختلط شود ، پنهان نباشد كه وجوب اجتناب اولىتر باشد .
قسم دوم آميختن حرامى محصور به حلال نامحصور ،
( 2 ) چنان كه زنى همشيره يا ده زن همشيره به زنان شهرى بزرگ آميخته شود . پس بدين سبب از نكاح زنان آن شهر اجتناب بر وى لازم نيايد ، بل او مجاز است كه با هر يك از ايشان كه بخواهد نكاح كند . و اجتناب روا نباشد « 121 » ، چه لازم آيد كه چون
هامش
( 120 ) استبهام ، مشتبه شدن .
( 121 ) در عربى : و هذا لا يجوز ان يعلل بكثرة الحلال ( و اين روا نباشد كه كثرت حلال را علت بداند ) . . . إذ كل من ضاع له رضيع ( همشيره ) او قريب او محرم بمصاهرة او سبب من الاسباب فلا يمكن ان يسدّ عليه باب النكاح ( زبيدى ، 6 - 41 ) .