حنبل - رضى اللّه عنه - نشستن درزى را در مسجد كراهيت داشته است . و او را از دوك تراشى پرسيدند كه در گنبد گورستان نشيند در وقتى كه از باران ترسد ، گفت : گورستان از كار آخرت است . و يكى از ايشان چراغى را فرو مىراند كه غلام وى آن را از چراغى افروخته بود كه از آن جماعتى بود كه مال ايشان مكروه بود . و ديگرى امتناع نمود از گرم كردن تنور براى نان كه در او انگشتى « 84 » از هيزم مكروه مانده بود . و يكى از ايشان باز بود « 85 » از آن چه بند نعلين را در روشنايى شمعى استوار كند كه از مشعل سلطان روشن شده باشد .
و اين دقايق ورع است نزديك سالكان راه آخرت . و تحقيق در اين آن است كه ورع را اوّلى است ، و آن باز بودن است از آن چه در فتوا حرام است ، و آن را غايتى است ، و آن ورع صدّيقان است و باز بودن است از كل آن چه براى خداى تعالى نيست ، از آن چه به شهوت گرفته است ، يا بدان به مكروهى رسيده ، يا مكروهى به سبب آن پيوسته . و ميان ايشان درجات است در احتياط . و هر چند كه بنده بر نفس خود تشديد بيشتر كند ، روز قيامت سبك بارتر باشد ، و بر صراط زودتر گذرد ، و از راجح شدن كفهء بدى بر كفهء نيكى دور تر بود . و به حسب تفاوت اين درجات در پرهيزكارى ، منازل در آخرت متفاوت شود ، چنان كه درجات آتش در حق ظالمان متفاوت باشد ، به حسب تفاوت درجات حرام در پليدى . و چون حقيقت كار دانستى اختيار به دست تو است : اگر خواهى احتياط بيشتر كن ، و اگر خواهى آسان گير و رخصت مىطلب . چه ثمرهء احتياط مر تو را خواهد بود ، و تبعهء « 86 » آسانگيرى بر تو خواهد ماند . و اللّه اعلم بالصواب .
باب دوم در مراتب شبهتها و مواضع انگيزش آن و منازل آن و تمييز آن از حلال و حرام
( 1 ) پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : الحلال بيّن و الحرام بيّن و بينهما امور مشتبهات لا يعلمها كثير من النّاس ، اى ، حلال پيداست و حرام پيداست و ميان آن دو ، كارهاى مشتبه است كه بسيارى از
هامش
( 84 ) انگشت ، زغال .
( 85 ) باز بودن ، امتناع .
( 86 ) تبعه ، تبعت ، عاقبت بد .