تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
ديوارها كراهيت داشته است و گفته كه گچ كردن زمين براى دفع خاك باشد و اما گچ كردن ديوار آرايشى بى فايده است ، تا به حدى كه گچ كردن مسجد و آرايش آن منكر داشته است ، و براى آن دليل آورده است كه پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلم - پرسيدند كه مسجد را تكحيل كنيم ؟ گفت : لا عريش كعريش موسى ، اى ، نبايد كرد و سايه‌بانى از چوب و گياه چنان كه موسى را - صلوات اللّه عليه - بود بسنده است . و تكحيل آن باشد كه از چيزى چون سرمه ديوار را بيندايند . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در آن رخصت نداده . و سلف جامهء تنك كراهيت داشتندى و گفتندى : هر كه را جامه تنك باشد دين تنك بود . و اين همه را از بيم آن كردندى كه پسر وى شهوت در مباحات به غير آن سرايت كند . چه آرزو برندهء در محظور و مباح يك شهوت است . و چون مسامحت با وى معتاد گشت گستاخ شود . پس خوف تقوى از اين همه پرهيز « 80 » اقتضا كند . و هر چه از مثل اين ترس خالى باشد حلال طيّب است در درجهء سوم . و كل آن چه در او بيم آن نباشد كه به معصيت ادا كند حكم او اين است .

و اما درجهء چهارم و آن ورع صدّيقان است .

( 1 ) و حلال طلق به نزديك ايشان آن است كه در اسباب حصول آن معصيتى نرفته باشد ، و بدان به معصيتى استعانت كرده نشود ، و در حال و مآل قضاى حاجتى از آن مقصود نباشد ، بل تناول آن براى خداى تعالى بود . و بس ، و براى نيرو گرفتن بر عبادت او ، و باقى داشتن حيات براى آن . و اين جماعت آن كسان‌اند كه هر چه براى خداى تعالى نباشد حرام دانند ، براى امتثال قول حق تعالى :
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ
، اى ، بگوى خداى ، سپس دست از ايشان بدار . و اين مرتبهء موحّدانى است كه از حظهاى نفسانى مجرّد شوند و مقصد خود براى خداى تعالى يگانه كنند . و شك نيست كه هر كه بپرهيزد از چيزى كه رسيدن بدان به معصيتى باشد ، يا بدان بر معصيتى استعانت كرده شود ، بپرهيزد از چيزى كه به سبب كسب آن معصيتى يا كراهيتى مقرون شود . و از آن جمله آن است كه از يحيى بن يحيى - رضى اللّه عنه - آمده است كه شربتى « 81 » دارو تناول كرد ، قوم « 82 » او گفت : اگر گامى چند در سراى بر وى دارو در كار آيد . گفت : اين رفتن را وجهى نمىدانم ، و سى سال است كه من با نفس خود حساب مىكنم . پس چنانستى كه در اين
هامش
( 80 ) پرهيز از اين همه را . ( 81 ) شربت ، به اندازهء يك بار نوشيدن . ( 82 ) قوم ، همسر .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 210 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى