حرام باشد اگر طعام مشترك باشد ، بل قصد ايثار « 37 » كند . و در يك دفعه دو خرما نخورد ، مگر آن كه ديگران نيز چنان كنند يا از ايشان دستورى خواهد . اگر رفيق اندك خورد « 38 » با وى مباسطت « 39 » كند ، و در خوردن ترغيب نمايد و گويد كه بخور . و زيادة از سه بار نگويد ، كه آن إلحاح است و افراط بود ، كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - را چون سه بار خطاب كردندى پس از آن مراجعت نبودى . و او سخن را سه بار مكرر كردى . پس بر سه بار زيادت أدب نباشد .
و اما سوگند دادن براى طعام ممنوع است . حسن على - رضى اللّه عنهما - گفت : الطعام اهون من أن يحلّف عليه ، اى ، كار طعام آسانتر « 40 » از آن است كه براى آن سوگند ياد كرده شود .
چهارم آن كه يار را محتاج نكند بدانچه در خوردن تحريض نمايد .
( 1 ) يكى از اهل أدب گفت : بهتر خورندگان آن است كه يار را محتاج نگرداند بدانچه وى را در خوردن تفقد نمايد ، [ بايد كه ] مئونت گفتن از وى بردارد . و نبايد كه چيزى از مشتهاى خود براى نظر غيرى « 41 » بگذارد كه خويشتن آرايى بود ، بل بايد كه بر معتاد رود ، و آن عادتى كه در تنهايى داشته كم نكند ، ليكن بايد كه در تنهايى حسن آداب به رعايت رساند تا به وقت جمعيت به تصنع محتاج [ 7 ] نشود . آرى ، اگر از براى ايثار برادران در حال حاجت ايشان كم خورد خوب باشد . و اگر بر نيت مساعدت و انگيختن نشاط قوم زيادت خورد ، در آن باكى نيست ، بل پسنديده است .
و ابن المبارك رطب گزيده پيش دوستان نهادى و گفتى كه هر كه بيشتر خورد او را به هر خسته درمى بدهم ، و خسته بشمردى و هر كه خستهء او افزون آمدى به عدد آن ، درم بدادى . و آن براى دفع شرم و مزيد نشاط و گستاخى بود .
و جعفر محمد « 42 » گفت كه دوستترين برادران نزد من آن است كه بيشتر خورد و لقمه بزرگتر كند ، و گرانتر ايشان آن كه مرا محتاج كند به تعهد خود « 43 » در خوردن . و اين اشارتى است بدان كه بر معتاد رود و تصنع را ترك كند . و همو گويد : محبت مرد برادر خود را بدان روشن شود كه در خانهء دوست خود نيكو نان خورد .
هامش
( 37 ) ايثار ، برگزيدن منفعت غير بر مصلحت خويش .
( 38 ) بر اثر گرفتگى يا شرم ( زبيدى ، 5 - 228 ) .
( 39 ) مباسطت ، با كسى فراخى ورزيدن و اين عبارت از دوستى است ، خودمانى صحبت كردن .
( 40 ) آسان ، خوار ، حقير .
( 41 ) در عربى : لاجل نظر الغير إليه .
( 42 ) مراد امام جعفر صادق ( ع ) است .
( 43 ) به اينكه عهده دار او شوم .