و جمع كردن آب در آن ، و ايستادن آب دهنده ، « 44 » و به رفق ريختن آب تا بر كسى نچكد ، و صاحب منزل بايد كه به نفس خود آب بر دست مهمان ريزد . و مالك در حق شافعى - رضى اللّه عنهما - همچنين كرد ، اول آن چه بر وى آمد « 45 » و گفت : تو بدين منزعج مشو كه خدمت مهمان فرض است .
ششم آن كه در اصحاب ننگرد و خوردن ايشان را مراقبت نكند كه ايشان را شرم آيد ،
( 1 ) بل چشم را فرو خواباند و به نفس خود مشغول شود ، و پيش از دوستان دست نكشد كه ايشان را از خوردن حشمت « 46 » آيد ، بل دست را در كار [ 8 ] دارد و اندك اندك تناول كند تا فارغ شوند ، و اگر طعام اندك باشد ، در آغاز توقف نمايد و اندك خورد تا چون ايشان توسّع كنند در آخر با ايشان بخورد . بسيار كس از صحابه بر اين جمله كردهاند . و اگر به سببى امتناع نمايد ، بايد كه عذرى بگويد تا شرم از ايشان مندفع شود .
هفتم آن كه چيزى كه غير او مستقذر « 47 » دارد نكند ،
( 2 ) و دست در كأسه نيفشاند ، و سر سوى لقمه نبرد ، و چون چيزى از دهن بيرون آرد ، روى از طعام بگرداند و آن را بر دست چپ بگيرد ، و لقمهء چرب را در سركه نزند ، و سركه را در چربى نزند ، كه بود كه غير او را كراهيت آيد ، و لقمهاى كه گزيده باشد در خوردنى و سركه نزند ، و سخنى كه قاذورات را ياد دهد نگويد . و باللّه التوفيق .
باب سوم در آوردن طعام پيش دوستان و زايران
فضيلت تقديم طعام
( 3 ) و آن را فضيلت بسيار است . جعفر محمد صادق - رضى اللّه عنهما - گفت : چون با دوستان بر مايده نشينيد ديرتر بباشيد ، كه آن ساعتى است كه بر شما از حساب عمر گرفته نيابد . و حسن گفت : هر نفقهاى كه مرد بر نفس خود و مادر و پدر و آن كسانى كه دون ايشانند كند بر آن
هامش
( 44 ) شرح زبيدى در اينجا آورده : فهذه آداب سبعه ( و ) من الادب ( ان يمج الماء من فيه ) بعد ان يمضمضه ( و يرسله من يده برفق حتى لا يرش على الفراش و على أصحابه ، ليصب صاحب المنزل بنفسه الماء على يد ضيفه ) ( 5 - 230 ) .
( 45 ) در عربى : في اول نزوله عليه .
( 46 ) حشمت آمدن ، شرم داشتن .
( 47 ) مستقذر ، پليد .