تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بر هر مسلمانى فريضه است » .

درجات حلال و حرام

( 1 ) بدان كه همهء حرامها پليد است و ليكن بعضى پليدتر از بعضى است ، و همهء حلالها پاك است و ليكن بعضى پاكتر و صافىتر از بعضى است . چنانچه طبيب حكم مىكند بر حرارت شيرينيها و ليكن مىگويد : بعضى گرم در درجهء اولى چون شكر ، و بعضى در درجهء ثانى چون فانيذ « 52 » ، و بعضى در درجهء ثالث چون دوشاب ، و بعضى در درجهء چهارم چون انگبين . پس حرام همچنين بعضى در درجهء اول پليد است و بعضى در دوم و بعضى در سوم و بعضى در چهارم درجه . و همچنين حلال نيز در درجات صفات و پاكى متفاوت است . و ما به اهل طب اقتدا كنيم از براى تقريب « 53 » ، و اگر چه تحقيق آن حصر واجب نكند ، چه به هر درجه‌اى از درجه‌ها نيز تفاوت نامحصور راه يابد ، و بسيار شكر باشد از شكر ديگر گرم‌تر باشد ، و همچنين غير آن . پس همچنين مىگوييم كه ورع از حرام بر چهار درجه است : اول ورع عدول است . و آن ، آن است كه به اقتحام آن فسق واجب آيد و عدالت ساقط گردد ، و اسم عصيان ثابت شود و شخص به سبب آن متعرض آتش باشد . و آن ورع است از هر چيزى كه به فتواى فقها تحريم شده . دوم ورع صالحان . و آن امتناع است از آن چه احتمال تحريم بدان راه يابد و ليكن مفتى بر ظاهر بنا حكم كند و به تناول آن رخصت دهد ، و آن موضعهاى شبهت است به اجمال ، و گذاشتن « 54 » آن را ورع صالحان نام كنيم ، و او در درجهء دوم است . سوم آن كه در فتوا حرام نباشد و در حلالى آن شبهتى نباشد ، و ليكن بيم آن بود كه به حرام ادا كند « 55 » و آن ترك چيزى است كه در آن باك نباشد ، از ترس آن چه در آن باك است . و اين ورع متقيان است . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : لا يبلغ العبد درجة المتقين حتّى يدع ما لا بأس به مخافة ما به بأس ، اى ، بنده به درجهء متقيان نرسد تا چيزى را كه در آن باك نباشد از بيم آن چه در آن باك بود بگذارد « 56 » .
هامش
( 52 ) فانيذ ( معرّب پانيذ ) ، قند سفيد ، شكر سفيد . ( 53 ) از براى تقريب ، تقريبا . ( 54 ) گذاشتن ، ترك كردن ، اجتناب . ( 55 ) ادا كند ، منجر شود . ( 56 ) گذاشتن ، ترك كردن ، اجتناب .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 204 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى