تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
فاضل‌ترين عبادتى غافل مشويد ، و آن ورع است . و عبد اللّه عمر - رضى اللّه عنهما - گفت : لو صلّيتم حتّى تكونوا كالحنايا ، و صمتم حتّى تكونوا كالاوتار ما تقبل ذلك منكم الاّ بورع حاجز ، اى ، اگر نماز كنيد تا چون كمان كوژ پشت شويد و روزه داريد تا چون زه كمان نزار گرديد ، آن از شما قبول نشود مگر به ورعى باز دارنده . و إبراهيم ادهم گفت : در اين راه كسى به مقصود نرسيد مگر آن كس كه بدانستى در جوف خود چه فرستد . و فضيل عياض گفت : هر كه بشناسد آن چه در جوف خود فرستد ، حق تعالى وى را در مقام صدّيقى نويسد ، پس بنگر اى بيچاره ، نزديك چه كسى افطار مىكنى ! و إبراهيم ادهم را گفتند : از چاه زمزم چرا آب نخوردى ؟ گفت : اگر مرا دلوى بودى بخوردمى . و سفيان ثورى گفت : هر كه در طاعت خداى - عز و جل - از حرام نفقت كند ، همچنان باشد كه جامهء پليد به بول بشويد . و جامه را جز آب زلال پاك نكند ، و گناه را جز حلال مكفّر نگرداند . و يحيى معاذ گفت : طاعت خداى تعالى خزينه‌اى است از خزانه‌هاى خداى تعالى و كليد آن دعاست و دندانه‌هاى آن كليد لقمهء حلال است . و ابن عباس - رضى اللّه عنهما - گفت : لا يقبل اللّه الصّلاة امرئ و في جوفه حرام ، اى ، حق تعالى نماز مردى قبول نكند كه در جوف او حرام باشد . و سهل تسترى گفت : بنده به حقيقت ايمان نرسد جز به چهار چيز : اداى فريضه‌ها به سنت ، و خوردن حلال ، و دور بودن از مناهى به ظاهر و باطن ، و تا مرگ بر آن صبر كردن . و گفت : هر كه دوست دارد كه آيات صدّيقان بر وى كشف شود ، بايد كه جز حلال نخورد و جز به سنت يا ضرورت كار نكند . و گفته‌اند : هر كه چهل روز بر شبهت خوردن مداومت نمايد ، دلش تاريك شود . و آن تأويل قول خداى تعالى است :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 24 » ، اى ، گناه بر دلهاى ايشان غالب شد تا آن را همچون زنگى بپوشيد ، به سبب آن چه كسب مىكردند از معصيت . و ابن المبارك گفت : يك درم از شبهت باز دادن « 25 » نزديك من دوست‌تر از آن كه صدقه
هامش
( 24 ) مطفّفين 83 - 14 . ( 25 ) باز دادن ، پس دادن ، استرداد .