پذيرفته نشود . و در تفسير آن گفتهاند صرف نفل است و عدل فرض .
و گفت ( ص ) : من اشترى ثوبا بعشرة دراهم و في ثمنه درهم حرام لم يقبل اللّه صلوته ما دام عليه ، اى ، هر كه جامهاى خرد به ده درم و در بهاى آن درمى حرام باشد ، خداى - عز و جل - نماز او نپذيرد ما دام كه بر او باشد « 16 » .
و گفت ( ص ) : و كلّ لحم نبت من الحرام فالنّار اولى به ، اى ، هر گوشتى كه از حرام روييده است ، آتش به دو سزاوارتر .
و گفت ( ص ) : من لم يبال من اين اكتسب المال لم يبال اللّه من اين ادخله النّار ، اى ، هر كه باك ندارد كه مال از كجا كسب كند ، خداى تعالى باك ندارد كه از كجا وى را به آتش برد .
و گفت ( ص ) : العبادة عشرة أجزاء تسعة منها في طلب الحلال ، اى ، عبادت ده جزو است ، نه جزو از آن در طلب حلال است . اين را مرفوع روايت كردهاند و موقوف « 17 » است بر بعضى صحابه .
و نيز گفت ( ص ) : من امسى وانيا من طلب الحلال بات مغفورا له ، و أصبح و اللّه عنه راض ، اى هر كه شبانگاه كند « 18 » مانده « 19 » از طلب حلال ، آمرزيده شب گذارد و بامداد كند ، و « 20 » خداى - عز و جل - از وى خشنود شود .
و گفت ( ص ) : من أصاب مالا من مأثم فوصل به رحما او تصدّق به او أنفقه في سبيل اللّه ، جمع اللّه ذلك جميعا ثمّ قذفه في النّار ، اى ، هر كه مالى از بزه يابد و بدان صلت رحم به جاى آرد يا در راه خداى تعالى صدقه دهد يا نفقة كند ، حق تعالى كل آن را جمع كند پس در آتش اندازد .
و گفت ( ص ) : خير دينكم الورع ، اى ، بهترين دين شما پرهيزكارى است .
و گفت ( ص ) : من لقى اللّه ورعا أعطاه اللّه ثواب الإسلام كلّه ، اى ، هر كه پرهيزكار به حضرت خداى تعالى رسد ، خداى وى را ثواب اسلام و كل مسلمانان دهد .
و روايت كردهاند - حكاية عن اللّه - در بعضى كتب كه گفت : و امّا الورعون فانّى استحيى ان أحاسبهم ، اى ، من شرم دارم از آن چه با پرهيزكاران حساب كنم .
هامش
( 16 ) بر ذمهء او باشد .
( 17 ) موقوف ، حديثى كه اسناد آن به صحابه برسد . حديث مرفوع ، - كتاب آداب نكاح ، پاورقى 255 .
( 18 ) شبانگاه كند ، شب كند ، روز به شب آورد .
( 19 ) مانده ، خسته و كوفته .
( 20 ) در حالى كه .