و نيت كند كه طريق عدل و إحسان را در معاملت - چنان كه ياد كرديم - متابعت نمايد . و نيت امر معروف و نهى منكر كند در آن چيزى كه در بازار بيند با صدق . و چون اين عقيدتها و نيتها در ضمير خود متمكّن گرداند ، عمل او در راه آخرت باشد . پس اگر مالى يابد آن زيادت بود ، و اگر زيانى بيند در دنيا ، سود آخرت حاصل كرده باشد .
دوم آن كه قصد آن دارد كه در پيشه و بازرگانى خود به فرضى از فرضهاى كفايت قيام نمايد .
( 1 ) چه پيشهها و تجارتها اگر گذاشته آيد ، معيشتها باطل گردد و خلق هلاك شوند . چه راست شدن كارهاى همه به يارى كردن يك ديگر است و تكفّل هر فريقى عملى را . و اگر همه روى به يك پيشه آرند ، پيشههاى ديگر معطل ماند و همه هلاك شوند . و بعضى مردمان قول پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلم - كه اختلاف امّتى رحمة بر اين حمل كردهاند ، اى ، اختلاف همتهاى ايشان در دست كاريها و پيشهها .
و از پيشهها بعضى مهم است و بعضى نه ، بدانچه رجوع آن به تنعّم و تزيّن است در دنيا .
پس بايد كه به پيشهاى مهم مشغول شود تا در قيام او بدان ، مهمى از مسلمانان كفايت پذيرد . و از نقاشى و زرگرى و بلند كردن بنا به گچ و كل آن چه وضع آن براى آرايش دنياست دور باشد ، چه اهل دين آن را كراهيت داشتهاند .
و اما عمل ملاهى و آلتهايى كه استعمال آن حرام است ، دور بودن از آن از باب ترك ظلم است . و از جملهء آن ، دوختن درزى است قباى ابريشم براى مردان ، و ساختن زرگر مركبهاى « 222 » زر و سيم يا انگشترىهاى زر براى مردان . و كل آن از معاصى است ، و مزدى كه براى آن ستانند حرام است . و براى آن در او زكات واجب مىكنيم ، اگر چه در پيرايهء زن واجب نكنيم ، چه آن را چون براى مردان سازند حرام است ، و آن چه زنان را سازد آن را به پيرايهء مباح ملحق نگرداند ما دام كه مقصود آن زنان نباشد « 223 » . پس حكم بر قصد بنا دارد .
و ياد كرديم كه فروختن طعام و فروختن كفن مكروه است ، زيرا كه آن موجب انتظار موت مردم است ، و انتظار حاجت ايشان به گرانى نرخها . و مكروه است كه جزّار « 224 » بود ، زيرا كه
هامش
( 222 ) مركب ، زين .
( 223 ) در نسخهء فيضيه : و صلاح است آن چه زنان را شايد آن را به پيرايه ملحق نگرداند ما دام كه مقصود آن زنان نباشد ، متن عربى : و كونها مهيأة للنساء لا تلحقها بالحلى المباح ما لم يقصد ذلك بها .
( 224 ) جزّار ، قصاب .