و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در مردى نگريست كه مردى را ملازم گرفته بود براى وامى ، به وامخواه اشارت فرمود به دست خود كه ضع الشّطر ، اى ، نيمى حط كن « 208 » . و او بكرد .
پس وام ستاننده را گفت : فأعطه ، اى ، آن چيز به وى ده .
و هر كه چيزى فروشد و بهاى آن را در حال بگذارد و به طلب آن مؤاخذت نكند ، همچون وام دهنده باشد . و آمده است كه حسن - رضى اللّه عنه - استرى فروخت به چهار صد درم ، و چون مال دادنى شد خريدار گفت : اى بو سعيد سماحتى بكن گفت : صد درم از تو اسقاط كردم . پس گفت : اى بو سعيد احسانى بكن . گفت : صد درم ديگر به تو بخشيدم . و از حق خود دويست درم قبض كرد . وى را گفتند : اين نيمى از بهاست ، گفت : إحسان همچنين باشد ، و الاّ إحسان نبود . و در خبر است : خذ حقّك في عفاف - وافيا او غير واف - يحاسبك اللّه حسابا يسيرا ، اى ، حق خود در عفاف بستان - تمام يا ناتمام - تا خداى تعالى با تو حساب آسان كند .
چهارم - در گزاردن وام
( 1 ) و از إحسان در اين باب نيكويى وام گزاردن است ، و آن بدان باشد كه بر صاحب حق رود ، و او را تكليف نكند كه به تقاضا بر او آيد ، كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : خيركم أحسنكم قضاء ، اى ، بهترين شما نيكو گزارندهترين شماست وام را . و هر گاه كه گزاردن وام تواند بايد كه زود بگزارد ، و اگر چه قبل از وقت بود . و بايد كه بهتر را تسليم كند از آن چه شرط كرده باشد بر او ، و إحسان نمايد . و اگر از گزاردن عاجز باشد بايد كه نيت كند كه هر گاه كه تواند بگزارد . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من ادّان دينا و هو ينوي قضاءه و كلّ به ملائكته يحفظونه و يدعون له حتّى يقضيه ، اى ، هر كه وامى ستاند و نيت گزاردن دارد ، فريشتگان او را بر او بگمارند تا او را نگاه دارند و براى او دعا گويند تا آن گاه كه آن را بگزارد . و جماعتى از سلف وام كردندى بى حاجتى ، براى اين خبر « 209 » . و هر گاه كه صاحب حق با ايشان سخن درشتى گويد بايد كه آن را احتمال « 210 » نمايد و به لطف مقابله كند ، بر سبيل اقتداى به پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - كه وامخواهى چون مهلت برسيد بر وى آمد - و گزاردن آن اتفاق نيفتاده بود - و سخن سخت مىگفت ، صحابه قصد وى كردندى ، پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : دعوه فانّ لصاحب الحقّ مقالا ، اى ، بگذاريد
هامش
( 208 ) از نصف وام در گذر .
( 209 ) به خاطر اين خبر ، براى اينكه بيشتر مشمول حكم اين خبر باشد .
( 210 ) احتمال ، تحمل .