تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

دوم - در احتمال غبن

( 1 ) خريدار اگر طعامى از ضعيفى خرد يا چيزى از درويشى ، در آن باكى نباشد كه غبن احتمال « 199 » كند و در آن مساهلت نمايد . چه بدان محسن باشد ، و در دعاى پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم : رحم اللّه سهل البيع و سهل الشّرى داخل شود . و اما چون از توانگرى بازرگانى خرد كه زيادت از حاجت خود سود طلبد ، احتمال غبن ستوده نباشد ، بل تضييع مال بود بى مزدى و بى سپاسى . و در حديثى از طريق اهل بيت آمده است : المغبون لا محمود و لا مأجور ، اى ، مغبون را نه حمدى باشد و نه اجرى . و اياز معاويه قاضى بصره بود و از عقلاى تابعين ، او گفتى : من گربز « 200 » نيستم و گربز مرا نتواند فريفت ، و ابن سيرين را هم نتواند فريفت ، و حسن را و پدرم را بفريبد ، يعنى معاويهء قره را . و كمال در آن است كه نه خود مغبون شود و نه ديگرى را مغبون كند ، چنان كه يكى از سلف عمر را - رضى اللّه عنه - صفت كرده است : كان اكرم من ان يخدع و اعقل من ان يخدع . اى ، كريم‌تر از آن بود كه بفريبد و عاقل‌تر از آن كه فريفته شود . و حسن و حسين ( ع ) و غير ايشان از بهينگان « 201 » سلف - رضى اللّه عنهم - در خريدن استقصا كردندى و مع ذلك بسيار ببخشيدندى ، و يكى از ايشان را گفتند : در خريدن بر اندكى استقصا مىكنى و بسيار مىبخشى و باك ندارى ؟ گفت : بخشنده براى خداى - عز و جل - بخشد ، و در غبن نقصان عقل باشد . و يكى از ايشان گفت : من عقل و بصيرت خود را مغبون كنم و ديگرى را چنان نكنم كه مرا مغبون كند ، و چون ببخشم براى خداى بخشم و براى او هيچ چيز را بسيار نشمرم .

سوم - در استيفاى بها و ديگر وامها

( 2 ) و إحسان در آن گاهى به مسامحت باشد و كم كردن بعضى ، و گاهى به تأخير و مهلت دادن ، و گاهى در طلب نقد نيكوتر مساهلت نمودن . و اين همه مندوب است و در آن تحريض آمده است . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : رحم اللّه امرا سهل البيع سهل الشّرى سهل القضاء سهل الاقتضاء ، اى ، خداى رحمت كناد بر كسى كه در فروختن و خريدن و استدن و دادن آسانگير باشد . و دعاى پيغامبر را غنيمت بايد شمرد كه گفت : اسمح يسمح لك . مترجم مىگويد كه اين حديث را به قطع ألف و فتح آن ، و به كسر ألف موصول روايت
هامش
( 199 ) احتمال ، تحمل . ( 200 ) گربز ، فريب كار . ( 201 ) بهينگان ، برگزيدگان .