چون به سببى از اسباب دقت نظر بگذاشت « 189 » ، اخبار واجب بود ، چه اعتماد در آن بر امانتدارى اوست .
باب چهارم در إحسان و نيكويى در معاملت
( 1 ) حق تعالى به عدل و إحسان مجموع فرموده است « 190 » و عدل سبب رهايش است و بس ، و در تجارت به مثابت سرمايه است . و إحسان سبب يافتن مراد و نيل سعادت است [ 85 ] و آن در تجارت به منزلت سود است . و هر كه در معاملات دنيا به سرمايه قانع باشد ، او را از عاقلان نشمرند ، پس در معاملات آخرت همچنين بود . پس نبايد كه متدين بر عدل و دور بودن از ظلم اقتصار نمايد و أبواب إحسان بگذارد . و خداى - عز و جل - گفته است :
وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
« 191 » ، اى ، نيكويى كن چنان كه خداى تعالى بر تو نيكويى كرده است . و گفت ، قوله تعالى :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
« 192 » ، اى ، خداى تعالى به داد و نيكويى امر مىفرمايد . و گفت ، قوله تعالى :
إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
« 193 » ، اى ، رحمت خداى به نيكو كاران نزديك است .
و به إحسان فعلى مىخواهيم كه معاملت كننده از آن منفعت گيرد ، و آن بر او واجب نيست و ليكن تفضّل است ، چه واجب در باب عدل و ترك ظلم داخل باشد ، و آن را ياد كردهايم . و مرتبهء إحسان به يكى از شش كار توان يافت :
اول - در مغابنه
( 2 ) پس بايد كه يار خود را غبن روا ندارد ، اى ، به سود بسيار وى را در زيانى نيارد كه مثل آن معتاد نباشد . و اما اصل مغابنه رواست ، زيرا كه بيع براى سود است و ليكن تقريب در آن رعايت بايد كرد . و اگر خريدار زيادتر از سود معتاد دهد - اما به سبب قوّت رغبت و اما به سبب شدت
هامش
( 189 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 190 ) متن عربى : و قد امر اللّه تعالى بالعدل و الاحسان جميعا .
( 191 ) قصص 28 - 77 .
( 192 ) نحل 16 - 90 .
( 193 ) اعراف 7 - 56 .