رود . و يكى از پارسايان بر مخنّثى نماز گزارد ، وى را گفتند كه او فاسق بود . او هيچ نگفت . باز اين سخن أعادت كردند ، گفت : چنانستى « 172 » كه مرا گفتيد كه صاحب دو ترازو بودى ، به يكى بدادى و به ديگرى بستدى ! و اين اشارتى است بدان كه فسق او مظلمتى است بينه و بين اللّه ، و اين چه گفتيد از مظالم بندگان است ، و عفو از آن دور تر باشد ، و تشديد در كار ترازو عظيم است و خلاص از او به حبهاى و نيم حبه حاصل . و در قرائت عبد اللّه مسعود است ، قوله تعالى : الاّ تَطْغَوا في الميزانِ ، و اقيموا الوَزْنَ بِاللِّسانِ و لا تُخْسِروا الميزانَ « 173 » ، اى ، از اندازه مگذريد در ترازو ، و وزن راست كنيد به زبان - اى ، زبان ترازو - و كم مسنجيد . چه رجحان و نقصان به ميل زبان ترازو پيدا آيد .
و در جمله هر كه انصاف خود از ديگرى بستاند - اگر چه در كلمهاى باشد - و انصاف ديگرى ندهد ، در قول خداى - عز و جل :
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ
داخل شود . چه تحريم آن در پيمودنيها براى آن نيست كه پيمودنى است ، بل براى آن است كه كارى مقصود است كه عدل و انصاف در آن بگذاشته است « 174 » ، و آن در همه كارها باشد . پس صاحب ترازو در خطر بلاست . و هر مكلفى كه هست صاحب ترازوهاست در افعال و اقوال و خطرات خود . پس واى بر او اگر از عدل عدول نمايد و از استقامت ميل كند . و اگر نه تعذّر و استحالت اين بودى ، قوله تعالى :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا
« 175 » وارد نشدى . و بندهاى كه معصوم نباشد از ميل كردن از اين استقامت خالى نماند ، الاّ آن كه درجات ميل متفاوت است ، تفاوتى عظيم . و براى آن ، مدت مقام ايشان در آتش تا به هنگام خلاص متفاوت باشد ، تا به حدى كه بعضى در آتش نمانند مگر بر اندازهء راست كردن سوگند ، و بعضى تا هزاران سال باقى مانند . پس از خداى - عز و جل - مىخواهيم كه ما را به استقامت و عدل نزديك گرداند ، چه بر متن صراط مستقيم استوار شدن بى ميلى « 176 » مطموع نيست ، چه او باريكتر از موى و تيزتر از شمشير است . و اگر نه آن بودى كه بر صراط مستقيم اقامت نمودى ، از صراطى كه بر متن آتش ممدود است و از موى باريكتر و از شمشير تيزتر نتوانستى گذشت . و به قدر استقامت بر صراط مستقيم دنيا ، بنده روز قيامت بر صراط مستقيم به زودى رود .
هامش
( 172 ) چنانستى ، انگار .
( 173 ) رحمن 55 - 8 و 9 : و أقيموا الوزن بالقسط . . .
( 174 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 175 ) مريم 19 - 71 .
( 176 ) ميل ، خميدن ، كجى .