تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩

هفتم آن كه در آن كوشد كه خورندگان بسيار باشند ،

( 1 ) اگر چه از اهل و فرزندان او بوند . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : اجتمعوا على طعامكم يبارك لكم فيه ، اى ، بر طعام فراهم آييد [ 4 ] كه شما را در آن بركت باشد . انس گفت : كان عليه السّلام لا يأكل وحده ، اى ، پيغامبر ، طعام تنها نخوردى « 18 » .

قسم دوم - در أدبها كه در حال تناول طعام است

( 2 ) و آن أدبها آن است كه در اول بسم اللّه بگويد و در آخر الحمد للَّه و اگر هر بار كه لقمه بردارد بسم اللّه بگويد بهتر ، تا شره طعام مانع ذكر نشود ، و با لقمهء اول بسم اللّه گويد و با دوم بسم اللّه الرحمن بگويد و با سوم بسم اللّه الرحمن الرحيم و بلند گويد تا ديگران را ياد آيد ، و به دست راست خورد ، و آغاز از نمك كند و ختم هم به نمك كند ، و لقمه خرد سازد و آن را هم نيك بخايد ، و تا فرو نبرد دست به ديگرى نكند كه آن شتابزدگى است ، و هيچ خوردنى ننكوهد . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - لا يعيب مأكولا كان إذا أعجبه اكله و إلّا تركه ، اى ، خوردنى را عيب نكردى ، اگر خوش آمدى بخوردى و الاّ بگذاشتى . و از نزديك خورد ، مگر ميوه را كه رواست كه دست به هر طرف بگرداند . پيغامبر - صلّى اللّه و سلم - گفت : كل ما يليك ، اى ، بخور آن چه نزديك تو است . و چون ميوه بودى دست به هر طرف بگردانيدى . و او را از اين حال پرسيدند ، جواب فرمود كه آن يك نوع نيست ، اى بهتر و بتر باشد . و از بلندى كاسهء طعام و ميانهء آن تناول نكند ، و از اطراف گرده « 19 » خورد ، مگر آن كه نان اندك باشد ، آن گاه آن را بشكند ، و به كارد نبرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از آن نهى كرده است و گفته : انهشوه نهشا « 20 » ، اى ، به اطراف دندان بگزيد . مترجم مىگويد : فايدهء اين سخن آن است كه هر چه به دندان گزد هضم آن نيكوتر بود ، كه در كتب طب مقرر شده است كه مراتب هضم چهار است : اول در دهن ، دوم در معده ، سوم در جگر ، چهارم در رگها ، كه « 21 » در دهن حرارتى غزير « 22 » است كه چون به خوردنى پيوندد آغاز هضم
هامش
( 18 ) در برخى از نسخه‌هاى عربى آمده است : و قال صلّى اللّه عليه و سلّم : خير الطّعام ما كثرت عليه الايدى . ( 19 ) گرده ، گردهء نان . ( 20 ) در شرح زبيدى : ( انهشوه نهشا ) بالسين و الشين معا ، نقله ابن فارس عن الاصمعى . ( 21 ) كه ، زيرا . ( 22 ) غزير ، بسيار ، فراوان .