تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
صادق نباشد مگر به كم از سيرى خوردن ، كه چيزى كه مانع عبادت است قوّتى ندهد . و شكستن شره و ايثار قناعت بر توسيع آن « 14 » ، ضرورت اين نيت است . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : ما ملأ آدمىّ وعاء شرّا من بطنه ، حسب ابن آدم لقيمات يقمن صلبه ، فان لم يفعل فثلث للطّعام و ثلث للشّراب و ثلث للنّفس ، اى ، آدمى هيچ آوندى بدتر از شكم پر نكرده است ، بسنده است فرزند آدم را لقمگكى چند كه پشت وى را قايم دارد ، و اگر بدين اكتفا نكند بايد كه بدان اقتصار نمايد كه ثلث براى طعام بود و يك ثلث براى شراب و يك ثلث براى نفس . و از ضرورت اين نيت آن باشد كه دست به طعام نكند مگر در حال گرسنگى ، پس گرسنگى يكى از آن باشد كه آن را بر طعام تقديم بايد كرد . پس بايد كه پيش از سيرى دست از طعام بكشد ، هر كه چنين كند از طبيب مستغنى باشد . و فايدهء اندك خوردن و كيفيت تدريج در تقليل آن در « كتاب كسر شره طعام » در « ربع مهلكات » بخواهد آمد .

ششم آن كه بدانچه موجود باشد و حاضر بود راضى شود ،

( 1 ) و در تنعم و زيادت و انتظار نانخورش نكوشد ، بل از كرامت نان آن است كه براى نانخورش تأخير داشته نشود . و در اكرام نان فرمان وارد است . و هر چه رمق را قايم دارد و بر عبادت قوّت دهد ، پس آن خيرى بسيار باشد ، آن را استحقار نبايد كرد ، بل نان را براى نماز تأخير نكند - اگر چه وقت آمده بود « 15 » چون « 16 » در وقت وسعتى بود . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : « إذا حضر العشاء و العشاء فابدءوا بالعشاء ، اى ، چون طعام و نماز خفتن حاضر شود ، آغاز طعام كنيد . و بسى بودى كه ابن عمر قرائت امام بشنيدى و طعام شبانگاه را نگذاشتى « 17 » . و اگر نفس را آرزوى طعام نبود و در تأخير آن ضررى نباشد ، تقديم نماز اولى . اما چون طعام حاضر كردند و قامت گفتند و تأخير طعام سبب سرد شدن و تشويش كار او بود ، تقديم طعام اولى ، چون در وقت وسعتى باشد ، و نفس را آرزوى طعام بود يا نبود ، براى آن كه خبر عام است و براى آن كه دل از التفاتى خالى نباشد به طعام حاضر ، اگر چه گرسنگى غالب نبود .
هامش
( 14 ) ايثار قناعت بر توسيع آن ، ترجيح دادن قناعت بر فراخ گردانيدن شره طعام . ( 15 ) وقت نماز رسيده باشد . ( 16 ) چون ، هر گاه . ( 17 ) نگذاشتى ، ترك نكردى .