تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
خواستى به پنج دانگ « 144 » خريدى ، نصيحتى « 145 » كه [ 80 ] در معاملت فرموده‌اند بگذاشته باشد ، و براى برادر خود دوست نداشته باشد آن چه براى خود دوست دارد . و اين بر سبيل اجمال است . و اما تفصيل او در چهار كار است : آن كه كالا را نستايد به چيزى كه در او نيست ، و از عيبها و صفتهاى نهانى آن اصلا چيزى پوشيده ندارد ، و از وزن و اندازهء آن چيزى نپوشد ، و از بهاى آن نپوشد آن چه را كه اگر معامله كننده بداند از خريد آن امتناع نمايد .

اما اول و آن ترك ستودن است .

( 1 ) چه اگر كالا را به چيزى صفت كند كه در وى نبود دروغ باشد . و اگر خريدار آن از وى قبول كند تلبيس و ظلم بود با آن كه دروغ است ، و اگر قبول نكند دروغ و اسقاط مروت باشد ، چه دروغ كه رايج شود روا كه در ظاهر مروت قدح نكند . و اگر به چيزى ستايد كه در او باشد هذيان بود و گفتن ما لا يعنى . و بر هر كلمه‌اى كه گويد با وى حساب خواهند كرد كه چرا گفت . قوله تعالى :
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
« 146 » . مگر آن كه به چيزى ستايد كه در وى باشد و خريدار آن نداند تا او نگويد ، چنان كه خويهاى پوشيدهء غلامان و كنيزكان و ستوران را صفت كند . پس در ذكر آن قدر كه در ايشان موجود باشد ، بى مبالغت و اطناب باكى نبود . و بايد كه مقصود آن باشد كه برادر مسلمان آن را بداند و در آن رغبت نمايد و حاجت او به سبب آن روا شود . و نبايد كه بر آن سوگند خورد ، چه اگر دروغ باشد از كبيره‌هايى بود كه سرايها را هامون گرداند « 147 » ، و اگر راست باشد خداى - عز و جل - را عرضهء سوگندان خود ساخته باشد و بد كرده بود ، چه دنيا خسيس‌تر از آن است كه به ذكر نام خداى تعالى آن را ترويج بايد كرد بى ضرورتى . و در خبر است : ويل للتّاجر من بلى و اللّه و لا و اللّه و ويل للصّانع من غد و بعد غد ، اى ، واى بر بازرگانان از بلى و اللّه و لا و اللّه گفتن ، و واى بر پيشه‌وران از فردا گفتن و پس فردا گفتن . و در خبر است : اليمين الكاذبة منفقة للسّلعة ممحقة للكسب و البركة ، اى ، سوگند دروغ روا كنندهء « 148 » آخريان « 149 » و نيست گردانندهء كسب و بركت باشد . و أبو هريره - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : ثلاثة لا ينظر اللّه تعالى إليهم يوم القيامة : عتلّ
هامش
( 144 ) درم برابر با شش دانگ است . ( 145 ) نصيحت ، دلالت به خير و صواب . ( 146 ) ق . 50 - 18 . ( 147 ) اشاره به اين حديث است : اليمين الكاذبة تدع الديار بلاقع ( زبيدى ، 5 - 484 ) . ( 148 ) روا كننده ، رواج دهنده . ( 149 ) آخريان ( أخريان ) ، كالا .