تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
نيست . و براى اين يكى از تابعين مردى را وصيت كرد كه فرزند خود را از فروخت دو چيز و دو پيشه صيانت كن : يكى فروخت طعام ، و دوم فروخت كفن ، كه گرانى سعر « 136 » و مرگ مردمان را آرزو برد . و يكى پيشهء جزّارى « 137 » كه آن دل را سخت كند ، و دوم زرگرى كه آن دنيا « 138 » را به زر و نقره بيارايد .

نوع دوم درمهاى ناسره را در اثناى عقد بيع رايج گردانيدن ،

( 1 ) و آن ظلم است . چه معاملت كننده را از آن ضرر رسد اگر نشناسد ، و اگر بشناسد بر ديگرى رايج كند ، و همچنين سوم و چهارم ، و همواره در دستها مىگردد و ضرر عام شود و فساد انتشار پذيرد و وزر و و بال همه به دو رجوع كند ، چه اين در را او گشاده است . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من سنّ سنّة سيّئة فعمل بها من بعده كان عليه وزرها و مثل وزر من عمل بها لا ينقص من أوزارهم شيء « 139 » ، اى ، هر كه سنتى بد بنهد و كسى كه پس از او باشد بدان كار كند ، نهندهء سنت بد را بزه آن و مثل بزه هر كه بر آن كار كند حاصل آيد و از بزههاى ايشان چيزى كم نشود . و يكى از سلف گفت : يك درم قلب خرج كردن بتر است از صد درم دزديدن ، زيرا كه دزدى يك معصيت است ، و آن تمام شد و منقطع گشت ، و خرج كردن قلب بدعتى است كه در دين ظاهر كرده است و سنتى بد است كه پس از وى بر آن كار خواهند كرد ، و بزه آن پس از مرگ وى صد سال و دويست و تا آن وقت كه آن درم باقى ماند بر وى باشد ، و آن چه فاسد شود و از مال مردمان نقصان پذيرد به سبب او بود . پس خنك آن كس كه چون بميرد گناهان او با وى بميرد ، و واى بر آن كس كه او بميرد و گناهان وى پس از صد سال و دويست سال بماند ، و در گور وى را بدان عذاب كنند ، چه تا آخر سپرى شدن آن از وى بپرسند . و حق تعالى گفت ، قوله تعالى :
وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ
« 140 » ، اى ، ثبت فرماييم آن چه پيش فرستادند و آن چه واپس گذاشتند از آثار كارهاى ايشان . چنان كه در آيت ديگر فرموده است ، قوله تعالى :
يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ
« 141 » ، اى ، آدمى آگاه گردانيده شود آن روز بدانچه پيش
هامش
( 136 ) سعر ، نرخ . ( 137 ) جزّارى ، قصابى ، جزارت ، و هو ذبح الحيوانات ( زبيدى ، 5 - 480 ) . ( 138 ) در نسخهء فيضيه : دينار ، در شرح زبيدى : ( فإنه يزخرف الدنيا بالذهب و الفضة ) . ( 139 ) در عربى : لا تنقص من أوزارهم شيئا . ( 140 ) يس 36 - 12 . ( 141 ) قيامت 75 - 13 .