تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
چيزى از دين أضعاف سود كنيم ، و تو بر ما جنايت بزرگ كردى ، و چون اين نامه بخوانى كل اين مال به درويشان صدقه ده . و كاشكى من از تبعت احتكار سر بسر برهم ، نه بر من وبالى باشد و نه مرا ثوابى حاصل آيد . و بدان كه نهى مطلق است . و نظر در وقت و جنس است . اما جنس پس نهى در هر چه قوت و غذاست [ 78 ] مطّرد است . اما چيزى كه قوت نيست و بر قوت اعانت نكند ، چون داروها و خاشاكها « 134 » و زعفران و امثال اين ، اگر چه مطعوم است ، در نهى داخل نيست . و اما آن چه معين قوت است ، چون گوشت و ميوه و آن چه قايم مقام قوت شود در بعضى حالها ، اگر چه بر آن مداومت نتوان كرد ، در محل نظر است . و بعضى علما تحريم در روغن و انگبين و شيره « 135 » و پنير و زيتون و آن چه مناسب آن است طرد كرده‌اند . و اما وقت محتمل است كه اين نهى در همه وقتها باشد ، و حكايتى كه در فروختن طعام به بصره آورديم بر اين دليل است ، و محتمل است كه مخصوص بود به وقت اندكى طعام و حاجت مردمان ، بر آن كه در تأخير آن ضررى باشد . و اما چون طعامها بسيار باشد و ارزان و مردمان از آن مستغنى ، و جز به بهاى اندك در آن رغبت ننمايند ، و صاحب طعام آن را منتظر باشد و قحط را چشم ندارد ، در آن ضررى نبود . و چون زمان قحط باشد ، در ذخيره كردن انگبين و روغن و شيره « 136 » و امثال آن ضرر بود ، پس بايد كه به تحريم آن حكم كنيم . و اعتقاد در نفى تحريم و اثبات آن بر ضرار است ، چه آن مفهوم است از تخصيص طعام قطعا . و اگر ضرار نباشد احتكار در قوتها از كراهيتى خالى نباشد ، زيرا كه آن انتظار مبادى ضرار است ، و آن گران شدن نرخ است . و انتظار مبادى ضرار محذور است ، چون انتظار عين ضرار ، و ليكن كم از آن است . و انتظار عين اضرار كم از اضرار است . و به اندازهء درجات اضرار درجات كراهيت و تحريم تفاوت پذيرد . و در جمله تجارت در قوتها از آن جمله است كه مستحب نباشد ، زيرا كه طلب سود است . و قوتها اصل‌هايى است كه براى قوام آفريده شده است ، و سود از جملهء زيادتيهاست . پس بايد كه سود در چيزهايى طلب كرده شود كه از جملهء زيادتيهايى بود كه خلق را بدان حاجتى ضرورى
هامش
( 134 ) خاشاكها ( ترجمهء عقاقير ) ، گياهان دارويى . ( 135 ) در نسخهء فيضيه : شير ، در عربى : الشيرج . ( 136 ) در نسخهء فيضيه : شير ، در عربى : الشيرج .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 157 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى