تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و اما دانستن صفت به ديدن حاصل آيد . پس بيع غايب روا نباشد ، مگر آن كه پيش از آن ديده باشد به مدتى كه در آن تغيّر غالب نباشد . و وصف قايم مقام عيان « 57 » نبود . و از دو قول كه نقل كرده‌اند ، اين قول استوارتر است . و روا نبود بيع توزى « 58 » به اعتماد رقمها « 59 » ، و بيع گندم در خوشه ، و بيع برنج در پوست . و بيع بادام و جوز با پوست فرودين روا باشد ، و در دو پوست روا نبود ، و بيع باقلى تر در پوست از براى حاجت رواست . و در فروختن فقّاع « 60 » به سبب آن كه معتاد متقدمان بوده است تسامح كنيم ، و ليكن گوييم كه آن اباحتى است به عوض « 61 » ، پس اگر براى فروختن خرد ، قياس آن است كه باطل بود ، زيرا كه در خلقت پوشيده نيست . و دور نيست كه در آن مسامحت رود ، چه در بيرون آوردن آن افساد آن است ، چون انار و آن چه در خلقت پوشيده است . [ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - ديدن شرط صحت بيع نيست و بى ديدن درست باشد ، و ليكن مشترى را خيار ثابت بود . ششم آن كه در قبض بود ، اگر به معاوضه در ملك آمده باشد . و اين شرطى خاص است . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در فروختن چيزى كه در قبض نيامده باشد نهى فرموده است . و عقار و منقول در اين برابر است . پس هر چه آن را بخرد و پيش از قبض بفروشد ، بيع آن باطل بود . و قبض منقول به نقل باشد . و قبض عقار به دست باز داشتن و راه وا دادن « 62 » . و قبض آن چه به مكايله « 63 » خريده باشد تمام نشود مگر به كيل . [ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - اگر عقار پيش از قبض بفروشد روا باشد . و اما فروختن ميراث و وديعت و آن چه ملك آن به معاوضه حاصل نشده باشد جايز بود پيش از قبض .
هامش
( 57 ) عيان ، به چشم ديدن . ( 58 ) توزى ، پارچه‌اى كتانى كه در شهر توز ( در كرانهء پارس ، نزديك أهواز ) مىبافتند . ( 59 ) رقم ، شماره يا نوشته روى لفاف توزى ، يعنى پارچه را باز نكرده و ناديده خريدن جايز نيست ، در شرح زبيدى : و لا يجوز بيع ( الثوب ) التوزى ( منسوب إلى توزكبقم ، بلدة بفارس ) في المسوح ( بالضم جمع مسح بالكسر ، كساء اسود من صوف ) اعتمادا على الرقوم ( التي كتب عليه ) ( 5 - 438 ) . ( 60 ) فقّاع ، نوشابهء جو . ( 61 ) در شرح زبيدى : ( و يتسامح ببيع الفقاع ) بضم فتشديد ، شراب الزبيب ( لجريان عادة الأوّلين ) ببيعه من غير رؤية جميعه ( و لكن نجعله اباحة بعوض ) ( 5 - 438 ) . ( 62 ) در عربى : و قبض العقار بالتخلية . ( 63 ) مكايله ، پيمانه كردن .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 141 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى