عقد اول - بيع
( 1 ) و خداى - عز و جل - آن را حلال كرده است ، و سه ركن دارد : عاقد و معقود عليه و لفظ .
ركن اول - عاقد
( 2 ) بازارگان بايد كه با چهار كس بيع و معاملت نكند : كودك و ديوانه و بنده و نابينا . زيرا كه كودك و ديوانه مكلّف نيستند و بيع ايشان باطل است .
و بيع كودك ، اگر چه به دستورى ولى باشد ، به نزديك شافعى روا نيست . و آن چه از ايشان ستاند در ضمان وى باشد ، و آن چه در معاملت به دست ايشان دهد و ضايع شود ، او ضايع كرده باشد .
[ مترجم مىگويد : ] و به نزديك بو حنيفه - رحمة اللّه عليه - بيع و شراى كودك عاقل جايز و نافذ است .
و اما بندهء عاقل ، خريد و فروخت او بى دستورى خواجه روا نباشد . و بر بقال و طباخ و قصاب و غير ايشان واجب است كه با بندگان معاملت نكنند ، تا خواجه در معاملت ايشان دستورى ندهد . و آن بدان باشد كه صريح از وى بشنوند تا در شهر شايع شود كه او در خريد و فروخت مأذون است . پس بر شايع شدن اعتماد كند يا بر قول عالمى كه از آن اخبار كند . و اگر بى دستورى خواجه [ 69 ] با وى معاملت كند عقد او باطل باشد ، و آن چه از وى ستاند واجب باشد كه با خواجهء وى رساند . و آن چه به دو دهد ، اگر در دست او ضايع شود ، به رقبهء بنده متعلق نباشد ، و بر خواجه تاوان واجب نيايد ، و او را نرسد كه بدان مطالبت كند ، مگر چون بنده آزاد شود .
و اما نابينا ، كه او بخرد و بفروشد چيزى را كه نبيند درست نباشد ، و او را فرماييم تا بينايى را وكيل كند تا از براى او خريد و فروخت كند . و توكيل او درست باشد ، و بيع وكيل او صحيح .
و اگر با نفس او « 40 » معاملت كند فاسد بود ، و آن چه از او ستاند قيمت در ضمان او باشد ، و آن چه به دو دهد قيمت آن نتواند طلبيد .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك بو حنيفه خريد و فروخت نابينا درست بود .
اما كافر ، معاملت او روا بود و ليكن مصحف و بردهء مسلمانان بر وى نشايد فروخت . و اگر
هامش
( 40 ) با نفس او ، با خود او .