نماز كنندگان باش و پروردگار خود را پرست تا آن گاه كه مرگ به تو رسد . و سلمان پارسى را گفتند كه ما را وصيت كن . گفت : هر كه تواند كه در اداى حج يا در ملابست غزو يا در عمارت مسجد مرگ به وى رسد بايد كه بدان مشغول شود ، و نبايد كه با پيشهء بازرگان و جمع كنندهء خراج و مال ميرد .
جواب جمع ميان اين اخبار به تفصيل احوال تواند بود . و ما نمىگوييم كه تجارت از همه چيزها فاضلتر . و ليكن مطلوب از تجارت يا كفايت باشد يا توانگرى . و اگر زيادت طلب كند از كفايت ، براى بسيارى مال و ذخيره كردن آن ، نه براى خيرات و صدقات ، آن مذموم است ، زيرا كه آن روى آوردن است به دنيايى كه دوستى آن سر همه گناهان است ، و اگر با آن ، جمع كنندهء خراج يا خائن « 30 » باشد ظلم و فسق بود . و اين است بيان آن چه سلمان گفته است كه بازرگان و جمع كنندهء خراج نباشد . به بازرگان ، طالب زيادت خواسته است . و اما چون مطلوب او كفايت نفس و فرزندان باشد و او تواند كه كار ايشان به سؤال كفايت كند ، پس بازرگانى براى تعفف از سؤال فاضلتر . و اگر به سؤال محتاج نباشد و بى سؤال بيابد ، هم كسب فاضلتر ، زيرا كه او به زبان حال سائل است و منادى كننده ميان مردمان به درويشى خود . پس تعفف و تستّر اولى از بطالت ، بل « 31 » مشغول شدن به عبادتهاى تن « 32 » . و ترك كسب چهار كس را فاضلتر :
عابدى كه به تن عبادت كند .
يا مردى كه باطن او را رفتارى بود ، و دل او را در علمهاى مكاشفات و احوال كارى .
يا عالمى كه به تربيت علم ظاهر كه مردمان را از آن در دين منفعت بود مشغول شود ، چون مفتى و مفسر و محدّث و امثال ايشان .
يا مردى كه به مصالح مسلمانان مشغول شود و كار ايشان تكفل نمايد ، چون سلطان و قاضى و گواه . و كفايت آن جماعت چون از مالهايى كه براى مصالح مرصد « 33 » است يا از وقفهايى كه بر عالمان و درويشان مسبل « 34 » حاصل آيد ، اقبال ايشان بر چيزى كه در آناند از مشغولى كسب فاضلتر .
و براى آن بر پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - وحى آمد كه سبحان اللّه و بحمده گوى و از
هامش
( 30 ) خائن در معاملات خود .
( 31 ) بل ، بل از .
( 32 ) عبادتهاى تن مانند نماز و روزه و جز آن .
( 33 ) مرصد ، محبوس ، مخزون .
( 34 ) مسبل ، في سبيل اللّه .