و فرمود : من فتح على نفسه بابا من السّؤال فتح اللّه عليه سبعين بابا من الفقر ، اى ، هر كه بر نفس خود درى از سؤال بگشايد حق تعالى هفتاد در از درويشى بر وى بگشايد .
و اما آثار
( 1 ) لقمان پسر خود را گفت : اى پسر ، به كسب حلال از درويشى مستغنى شو ، كه هيچ كس هرگز درويش نشد كه نه به سه خصلت مبتلا گشت : رقت دين و ضعف عقل و ذهاب مروّت ، و از اين هر سه بزرگتر استخفاف مردمان است به دو .
و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : نبايد كه يكى از شما از طلب رزق تقاعد نمايد و گويد : اى بار خداى ، مرا روزى ده . چه دانستهايد كه از آسمان زر و سيم نبارد . و يزيد مسلمه در زمين خود تخم مىپاشيد ، عمر گفت : نيكو مىكنى ، از مردمان بى نياز باشى دينت مصونتر بود ، و بر دوستان گرامىتر باشى . صاحب شما احيحة « 22 » چگونه گفته است :
فلن أزال على الزّوراء اغمرها * انّ الكريم على الاخوان ذو مال
اى ، هميشه زوراء « 23 » را آبادان كنم كه گرامى نزد دوستان صاحب مال باشد .
و ابن مسعود - رضى اللّه عنه - گفت : من نخواهم كه مردمان را فارغ بينم ، نه در كار دنيا و نه در كار آخرت . و إبراهيم را پرسيدند كه بازارگان صادق پيش تو دوستتر يا كسى كه متفرّغ باشد براى عبادت ؟ گفت : بازارگان صادق ، زيرا كه او در مجاهده باشد ، چه شيطان بر وى از راه ترازو و پيمانه و از طريق داد و ستد در آيد و او از وى دفع كند . و حسن بصرى - رضى اللّه عنه - در اين سخن با وى مخالفت كرد .
و عمر - رضى اللّه عنه - گفت كه هيچ موضعى كه در آن مرگ به من رسد دوستتر از آن جاى نباشد كه به بازار شوم و براى اهل خود خريد و فروخت كنم . و هيثم « 24 » گفت : بسيار باشد كه وقيعت « 25 » كسى به من رسد ، چون ياد كنم كه مرا به وى حاجت نيست بر من آسان شود . و ايوب
هامش
( 22 ) احيحه از شاعران پيش از اسلام است و چون از انصار بود عمر وى را « صاحب شما » خواند .
( 23 ) زوراء ، جايى در مدينه ( 5 - 417 ) .
( 24 ) در شرح زبيدى : ابو سهل الخيثم بن جميل البغدادي ، نزيل انطاكيه و از اصحاب حديث .
( 25 ) وقيعت ، ملامت و عيبگويى ، غيبت .