تسبّب بكرده است - و آن مباشرت است ، و آن در حال رسانيدن منى باشد به رحم .
و آن چه گفتيم كه به معنى تحريم و تنزيهء كراهيت نيست ، زيرا كه نهى را امّا به نصّى اثبات توان كرد و امّا به قياسى بر منصوص . و نص نيست ، و اصلى كه بر آن قياس توان كرد هم نيست ، بل اينجا اصلى هست كه انتفاى كراهيت بر آن قياس توان كرد ، و آن ترك نكاح است اصلا ، يا ترك مباشرت پس از نكاح ، يا ترك انزال پس از ايلاج « 357 » ، و كل آن ترك افضل است نه ارتكاب نهى . و ميان اصل و فرع فرقى نيست . چه بودن فرزند به افتادن نطفه باشد در رحم ، و آن را چهار سبب است : نكاح ، پس مباشرت ، پس صبر تا انزال حاصل آيد ، پس وقوف تا نطفه به رحم برسد . و بعضى از اين سببها نزديكتر از بعضى است . و باز بودن از چهارم چون باز بودن از سيم است ، و باز بودن از سيم چون باز بودن از دوم . و اين چون افگانه كردن « 358 » و زنده در گور نهادن نيست ، چه آن جنايت است بر موجودى حاصل شده . و آن را نيز مرتبتهاست ، و اول مرتبتهاى وجود آن است كه نطفه در رحم افتد و به آب زن بياميزد و مستعد قبول حيات شود ، پس افساد [ 57 ] آن جنايت باشد ، و اگر علقه و مضغه شود ، جنايت فاحشتر بود ، و اگر روح در وى دميده شود و خلقت استوارى پذيرد ، در تفاحش جنايت مزيدى حاصل آيد ، و نهايت تفاحش در آن حال باشد كه جنين زنده از مادر جدا شود .
و آن چه گفتيم كه آغاز سبب وجود افتادن نطفه است در رحم نه بيرون آمدن از احليل ، براى آن گفتيم كه فرزند از مرد تنها آفريده نشود ، اما از آب هر دو ، اما از آب مرد و خون حيض .
بعض اهل تشريح گفتهاند كه مضغه به تقدير الهى از خون حيض آفريده شود ، كه خون به مثابت شير است در ماست ، و نطفه از مرد شرط بسته شدن خون و ستبر گشتن آن است ، چنان كه پنير مايه در شير ، كه ماست بدان منعقد شود . و به هر نوع كه باشد آب زن ركن انعقاد است ، و اجتماع هر دو آب چون اجتماع ايجاب و قبول است در وجود حكمى در عقدهاى شرعي . پس هر كه ايجاب كند و پيش از قبول رجوع نمايد « 359 » ، بر عقد به نقض و فسخ خيانتى نكرده باشد . و هر جا كه ايجاب و قبول جمع شود ، رجوع پس از آن رفع و فسخ و قطع باشد . و چنان كه نطفه تا در مهرهء پشت باشد از او فرزند آفريده نشود ، همچنان پس از بيرون آمدن از احليل تا به آب زن يا خون او
هامش
( 357 ) ايلاج ( مقابل اخراج ) ، سپوختن ، ادخال .
( 358 ) افگانه كردن ، سقط كردن .
( 359 ) رجوع نمايد ، منصرف شود .