تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
لفظ غسّل را در يك وجه به مباشرت تفسير كرده‌اند . پس چون حاجت خود روا كرد بايد كه درنگ كند تا اهل او نيز حاجت خود روا گرداند ، كه بسيار باشد كه انزال وى پستر اتفاق افتد . پس از اين روى ، شهوت او بر انگيختن و از إتمام آن تقاعد « 343 » نمودن رنجانيدن او باشد . و اختلاف در طبع انزال سبب تنافر باشد ، هر گاه كه در انزال سبقت مرد را بود . و توافق در وقت انزال به نزديك زن لذيذتر ، بايد مرد از وى به نفس خود مشغول باشد ، چه روا كه وى را شرم آيد . و بايد كه در چهار شب يك بار وطى باشد كه آن معتدل است . چه عدد زنان چهار است ، پس تأخير تا بدين درجه روا بود . آرى ، بايد كه به اعتبار حاجت زن در تحصين « 344 » وى زيادت يا نقصان كند ، چه تحصين عفاف زن بر مرد واجب است ، اگر چه مطالبت وطى ثابت نيست . و سبب آن دشوارى مطالبت است و وفا كردن بدان . و در حيض وطى نكند و پس از انقطاع خون و پيش از غسل هم ، چه حرام است به نص كتاب ، و گفته‌اند كه سبب مجذوم شدن فرزندان است . [ مترجم مىگويد : ] و نزديك أبو حنيفه - رضى اللّه عنه - چون انقطاع خون برده روز « 345 » باشد روا بود ، و اگر كم از آن بود ، چون پس از انقطاع وقت نمازى كامل بگذرد روا باشد . و روا كه به همه اندام حايض تمتع گيرد . و در غير محل وطى نكند ، چه تحريم مباشرت حايض به سبب أذى است ، و در غير محل أذى دايم است ، پس تحريم او قوىتر باشد ، چنان كه در كلام مجيد مىفرمايد ، قوله تعالى :
فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ
« 346 » ، اى ، هر وقت كه مىخواهيد در محل حراثت خود وطى كنيد . و رواست كه به دست [ 56 ] وى منى بيرون كند ، و بدانچه فرود إزار « 347 » است از وى تمتع گيرد جز مباشرت . و بايد كه زن در حال حيض از جاى بند إزار تا فوق زانو إزار دارد ، و اين از أدب است . و روا كه با حايض نان خورد ، و مخالطت كند در مضاجعت و غير آن ، و اجتناب از او واجب نيست . و اگر پس از وطى خواهد كه بار ديگر وطى كند ، اول بايد كه خويشتن را بشويد . و اگر محتلم شود هم بشويد يا بول كند ، پس به مباشرت مشغول شود . و مباشرت در اول شب مكروه است تا خواب بر غير طهارت نباشد . و اگر خفتن يا
هامش
( 343 ) تقاعد ، باز ايستادن ، از كار باز ماندن . ( 344 ) تحصين ، به حصن در آوردن ( نگهداشت عفاف زن ) . ( 345 ) برده روز ، پس از حيض ده روزه . ( 346 ) بقره 2 - 223 . ( 347 ) فرود ، زير .