تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
از حكمهاى حيض و نفاس و استحاضت « 329 » ، آن چه بدان محتاج شود بياموزد . و علم استحاضت دراز است . و اما آن چه از ارشاد زنان در كار حيض از آن چاره نيست بيان نمازهايى است كه آن را قضا بايد كرد ، كه اگر پيش از غروب به مقدار ركعتى انقطاع پذيرد « 330 » ، نماز پيشين و نماز ديگر وى را قضا بايد كرد ، و اگر پيش از صبح به مقدار ركعتى خون منقطع شود ، قضاى نماز شام و خفتن وى را لازم آيد . و اين كمتر چيزى است كه زنان را رعايت بايد كرد . پس اگر شوى به تعليم وى قيام نمايد ، وى را نشايد كه به جهت پرسيدن علما بيرون آيد . و اگر علم شوى از اين قاصر بود و ليكن از ديگرى بپرسد و جواب مفتى به وى رساند ، هم وى را بيرون نبايد آمد . و اگر شوى اين هم نكند ، وى را روا بود كه براى پرسيدن بيرون آيد ، بل واجب بود ، و اگر شوى منع كند وى را ، عاصى بود . و چون آن چه بر وى فريضه است بياموخت ، براى مجلس ذكر و آموختن فضيلت جز به رضاى شوى نبايد كه بيرون آيد . و هر گاه كه زن حكمى از احكام حيض يا استحاضت را مهمل گذارد و شوى وى را نياموزد ، شوى هم در حرج « 331 » افتد و در بزه شريك بود .

أدب هشتم چون زنان دارد ، بايد كه ميان ايشان عدل ورزد و سوى بعضى ميل نكند .

( 1 ) و اگر به سفرى رود و خواهد كه يكى از ايشان با خود برد ، قرعه زند تا به نام كه برآيد ، پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - چنين كردى . و اگر به قسمت يك شب بر زنى ظلم كند آن را قضا بايد كرد ، كه آن قضا واجب است . و چون چنين است وى را احكام قسمت ببايد دانست . و ذكر آن به تطويل انجامد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : من كان له امرأتان فمال إلى إحداهما دون الأخرى - و في لفظ : و لم يعدل بينهما - جاء يوم القيامة و احد شقّيه مائل ، اى ، هر كه را دو زن باشد و او به يكى از ايشان ميل كند - و در لفظى ديگر : ميان ايشان عدل نكند - روز قيامت بيايد و يك نيمهء او مايل شد . و لزوم بر وى عدل در عطاست و در شب بودن . و اما دوستى و مباشرت در تحت اختيار نباشد . حق تعالى و تقدس فرمود :
وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ
« 332 » ، اى ، نتوانيد كه در آرزوى دل و ميل نفس ميان زنان عدل كنيد و اگر چه بدان حريص شويد . و تفاوت مباشرت
هامش
( 329 ) استحاضت ، خونى كه پس از ايام حيض از رحم زن پالايد . ( 330 ) خون بند آيد . ( 331 ) حرج ، گناه . ( 332 ) نساء 4 - 129 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 100 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى