تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
ريبة ، اى ، از غيرت غيرتى است كه خداى - عز و جل - آن را دشمن دارد و اين غيرت مرد است بر اهل خود بى ريبتى . زيرا كه آن بد گمانى است كه ما را از آن باز داشته‌اند . و فرمود ، قوله تعالى :
إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
« 307 » . و على - رضى اللّه عنه - گفت : بر اهل خود بسيار غيرت مكن كه به سبب تو بد نام شود . و اما غيرت بر جايگاه « 308 » ، از آن چاره نيست و ستوده است . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : انّ اللّه يغار و المؤمن يغار ، و غيرة اللّه ان يأتي المؤمن ما حرّم عليه ، اى ، خداى - عز و جل - غيرت كند و مؤمن غيرت كند ، و غيرت خداى آن است كه مؤمن آن چه بر وى حرام است ارتكاب نمايد . و فرموده « 309 » أ تعجبون من غيرة سعد ؟ و اللّه لانا أغير منه و اللّه أغير منّى . و من أجل غيرة اللّه حرّم اللّه الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و لا أحد احبّ إليه العذر من اللّه و من أجل ذلك بعث المنذرين و المبشّرين و من أجل ذلك وعد الجنّة ، اى ، آيا شگفت مىداريد از غيرت سعد ؟ به خداى كه من از وى غيورترم و خداى تعالى از من غيورتر است . و براى غيرت خداى تعالى است كه فواحش « 310 » را حرام كرده است - آن چه ظاهر است از آن و آن چه باطن است - و هيچ كس عذر را دوست‌دارتر از خداى تعالى نيست و براى آن بيم كنندگان و مژده دهندگان فرستاده است و براى آن بهشت وعده فرموده است . و گفت : رأيت في الجنّة قصرا و فيه جارية فقلت لمن هذا القصر ؟ فقيل لعمر . فأردت ان انظر إليها فذكرت غيرتك . فبكى عمر و قال : أ عليك أغار يا رسول اللّه ؟ اى ، در بهشت كوشكى ديدم و در آن كنيزكى ، گفتم : اين كه راست ؟ گفتند : عمر راست . خواستم كه در او بنگرم ، پس غيرت تو اى عمر ياد كردم . پس عمر بگريست و گفت : يا رسول اللّه بر تو غيرت كنم ؟ و حسن « 311 » رضى اللّه عنه - گفتى : زنان خود را مىگذاريد تا در بازار با كافران مزاحمت « 312 » كنند ؟ زشت گرداند خداى - عز و جل - كسى را كه رشك نبرد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : انّ من الغيرة ما يحبّه اللّه و منها ما يبغضه اللّه ، و من الخيلاء ما يحبّه اللّه و منها ما يبغضه اللّه ، فامّا الغيرة الّتي يحبّها اللّه فالغيرة في الرّيبة ، و الغيرة الّتي يبغضها اللّه فالغيرة في غير الرّيبة ، و الاختيال الّذي يحبّه اللّه اختيال
هامش
( 307 ) حجرات 49 - 12 . ( 308 ) بر جايگاه ، به مورد ، بجا . ( 309 ) در شرح زبيدى : قال سعد بن عبادة : لو رأيت رجلا مع امرأتى لضربته بالسيف غير مصفح فقال النبي ( ص ) . . . ( 5 - 360 ) . ( 310 ) فواحش ( ج فاحشه ) ، هر گناه و بدى كه از حد درگذرد ، هر آن چه خدا از آن نهى كرده باشد . ( 311 ) حسن بصرى . ( 312 ) مزاحمت ، ازدحام ، انبوهى .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 96 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى