منكرى بيند هيبت و انقباض « 284 » را نگذارد « 285 » ، و در مساعدت در منكرات البته نگشايد . هر گاه كه خلاف شرع و مروت بيند تهديد كند و در خشم شود . و حسن گفت : به خداى كه هيچ مردى زن خود را در هواى او فرمانبردارى ننمايد كه نه حق تعالى وى را در آتش نگونسار گرداند . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : خالفوا النّساء فانّ في خلافهنّ بركة ، اى ، زنان را خلاف كنيد كه در خلاف ايشان بركت است . و گفتهاند : شاوروهنّ و خالفوهنّ ، اى ، مشورت كنيد با ايشان و مخالفت نماييد ايشان را .
مترجم مىگويد كه ظاهر اين مشكل است ، بدانچه مشاورت براى استشارت رأيها و اقتباس صواب از ميان آن بايد ، تا چون رأيها متفق شود بر آن رفته آيد ، و چون مخالفت خواهد كرد در مشاورت چه فايده . و اگر كسى گويد كه فايدهء اين مشاورت تطييب « 286 » در زن باشد ، اين سخن نامستقيم بود ، چه مخالفت اشارت او « 287 » در غايت تنفير « 288 » و نهايت تنغيص « 289 » باشد ، بل اگر پيش از اشارت او بر آن اقدام نمايد به عذر نزديكتر بود . اما فايدهء مشاورت با زنان آن است كه مشاورت جايى بايد كه در آن تردّد باشد ، و آدمى در نفى چيزى يا اثبات آن متردّد شود به سبب تعارض « 290 » عقل و هوى ، و مشتبه شدن موجب عقل « 291 » به مقتضى هوى . و چون هوى بر زنان غالبتر است ، ايشان به طرف هوى مايل بوند ، و بدين طرف حكم عقل از حكم هوى متميز شود ، و ظن غالب حاصل آيد كه صواب كدام است . و اللّه اعلم .
و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : تعس عبد الزّوجة ، اى نگونسار شد بندهء زن « 292 » . و اين بدان گفت كه چون زن را در هواى او فرمانبردارى كند بندهء او بود و نگونسار شده باشد ، كه حق تعالى زن را ملك او كرده است و « 293 » او نفس خود را ملك زن كرد ، و فرمان را معكوس و قضيه را مقلوب گردانيد و شيطان را فرمانبردارى نمود ، چنان كه از روى حكايت در كلام مجيد مىفرمايد ، قوله تعالى :
وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ
« 294 » ، اى ، بفرمايم ايشان را و ايشان خلق خدا را بگردانند ، كه خلق حق تعالى آن است كه پيشوا باشد نه پسرو « 295 » . و حق تعالى مردان را قوّام
هامش
( 284 ) انقباض ، ترشرويى ، گرفتگى .
( 285 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 286 ) تطييب ، دلجويى ، خشنود گردانيدن .
( 287 ) او زن .
( 288 ) تنفير ، رمانيدن .
( 289 ) تنغيص ، تيره گردانيدن .
( 290 ) تعارض ، بر خلاف يك ديگر آمدن دو خبر .
( 291 ) موجب عقل ، آن چه عقل ايجاب كند .
( 292 ) در كيمياى سعادت :
نگونسار است كسى كه بندهء زن باشد ( 1 - 316 ) .
( 293 ) و حال آن كه .
( 294 ) نساء 4 - 119 .
( 295 ) پسرو ، تابع .