و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در حق زنان نيك فرمود : انّكنّ صواحبات يوسف ، اى ، مانع بودن شما أبو بكر را از تقدم « 298 » ميلى است از حق سوى باطل ، چنان كه زنان مصر در عهد يوسف - عليه السّلام - ميل مىكردند . و اين آن وقت گفت كه عايشه خواست كه در مرض موت پيغامبر - عليه السّلام - ابو بكر - رضى اللّه عنه - امامت نكند و ديگرى كند . و حق تعالى فرموده است در حق بهينگان از ازدواج پيغامبر « 299 » صلّى اللّه عليه و سلم - چون سرّ وى را فاش كردند ، قوله تعالى :
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما
« 300 » ، اى ، باز گرديد به خداى كه دلهاى شما ميل كرده است . و گفت : لا يفلح قوم تملكهم امرأة ، اى ، نيكويى نيابند قومى كه فرمانده ايشان زنى باشد .
و قوم « 301 » عمر چون با وى مراجعت « 302 » كرد ، وى را بانگ برزد و گفت : تو جز لعبتى « 303 » نيستى در گوشهء خانه ، اگر ما را به تو حاجتى باشد آن را باشيم ، و الاّ چنان كه هستى مىباش .
و ببايد دانست كه در ايشان شرّى است و ضعفى . سياست و درشتى علاج شرّ است ، و مطايبه علاج ضعف . و طبيب حاذق آن باشد كه علاج را بر اندازهء بيمارى مقدّر گرداند . پس بايد كه اول اخلاق ايشان بيازمايد ، تا زندگانى بر ايشان چنان كند كه صلاح ايشان در آن بود .
أدب پنجم اعتدال در غيرت « 304 » .
( 1 ) و آن چنان بايد كه از مبادى كارها كه آن را غايلهها باشد غفلت برزيده نشود و در بد گمانى و تعنّت و تجسس باطنها مبالغت نرود ، كه آمده است : و قد نهى رسول اللّه عليه السّلام : ان تتّبع عورات النّساء . و در لفظى ديگر : ان يتعنّت النّساء . و تتّبع از پى فراشدن است ، و تعنّت زلّت جستن . و چون پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از سفر « 305 » باز آمد ، پيش از دخول مدينه فرمود : لا تطرقوا النّساء ليلا ، اى بر زنان بشب مرويد . و دو مرد مخالفت كردند ، هر يكى در خانهء خود چيزى ديد كه نخواهد . و در خبر مشهور است : المرأة كالضّلع العوجاء ان قوّمته كسرته فدعها تستمتع بها على عوجها ، اى ، زن چون استخوان پهلوى كج « 306 » است ، اگر آن را راست كنى بشكنى ، پس بگذار آن را تا [ 51 ] با كجى آن برخوردارى گيرى . و اين در تهذيب اخلاق ايشان است . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : انّ من الغيرة غيرة يبغضها اللّه و هي غيرة الرّجل على اهله من غير
هامش
( 298 ) تقدم براى امامت نماز .
( 299 ) عايشه و حفصه ( زبيدى ) .
( 300 ) تحريم 66 - 4 .
( 301 ) قوم ، همسر .
( 302 ) مراجعت ، پاسخ گويى ، سخن بازگرداندن .
( 303 ) لعبت ، عروسك .
( 304 ) غيرت ، حسادت ( در عرف امروز ) .
( 305 ) در شرح زبيدى : ( من سفر ) و هي غزوة تبوك .
( 306 ) « كج » صفت است از براى « استخوان پهلو » .