داريد ، و از خداى بترسيد در كار زنان كه ايشان اسيراناند در دست شما ، به عهد خداى ايشان را گرفتهايد و به كلمهء الهى بضع « 262 » ايشان را حلال داشته . و فرمود : من صبر على سوء خلق امرأته أعطاه اللّه من الاجر مثل ما اعطى ايّوب على بلائه ، و من صبرت على سوء خلق زوجها أعطاها اللّه مثل ثواب آسية امرأة فرعون ، اى ، مردى كه در بد خويى زن خود صبر كند حق تعالى وى را مزدى مثل آن بدهد كه ايوب را - عليه السّلام - داد در بلا ، و هر زنى كه بر بد خويى شوى خود صبر كند حق تعالى وى را ثوابى مثل ثواب آسيه زن فرعون دهد .
و بدان كه خوبى خلق آن نيست كه رنج خود از وى بازدارى ، بل آن است كه رنج وى احتمال « 263 » دارى و در حال سبكسارى و خشم وى حلم برزى « 264 » ، از راه اقتداى به پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - چه امهات المؤمنين با وى در سخن مراجعت « 265 » نمودندى ، و يكى از ايشان روز تا شب از وى مهاجرت كردى « 266 » . و قوم « 267 » عمر در سخن با وى مراجعت كرد ، عمر وى را گفت : با من مراجعت مىكنى اى ناكس و نادان ! او گفت : ازواج پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - با وى مراجعت مىكنند و او به از تو است ، عمر گفت : حفصه نوميد و زيانكار شد اگر با وى « 268 » مراجعت مىكند . پس حفصه را گفت كه به دختر پسر أبو قحافه « 269 » فريفته مشو ، چه او را پيغامبر دوست مىدارد . و از مراجعت بترسانيد . و يكى از امهات المؤمنين دست بر سينهء مبارك پيغامبر زد ، مادر ، وى را زجر كرد « 270 » . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود كه بگذاريد او را ، كه ايشان بيش از اين كنند .
و ميان عايشه - رضى اللّه عنها - و مصطفى - عليه الصلاة و التسليم و التحية - سخنى رفت تا به حدى [ 48 ] كه أبو بكر - رضى اللّه عنه - را در آن حكم ساختند ، و گواهى خواست « 271 » . و عايشه را گفت « 272 » : تو تقرير كنى يا من تقرير كنم ؟ گفت : تو تقرير كن ، و لكن جز حق مگوى .
ابو بكر - رضى اللّه عنه - وى را طپانچهاى زد ، چنان كه دهنش خون آلود شد ، گفت : اى دشمن نفس خود ، او در هيچ حال جز حق نگويد . عايشه - رضى اللّه عنها و عن أبيها - از پيغامبر - صلى اللّه
هامش
( 262 ) بضع ، فرج .
( 263 ) احتمال ، تحمل .
( 264 ) برزيدن ، ورزيدن .
( 265 ) مراجعت ، سخن باز گرداندن ، يكى به دو كردن .
( 266 ) از وى فاصله مىگرفت و احتراز مىجست .
( 267 ) قوم ، همسر .
( 268 ) با پيغامبر .
( 269 ) پسر ابو قحافه ، ابو بكر ، دختر پسر أبو قحافه ، دختر أبو بكر ، عايشه .
( 270 ) در كيمياى سعادت : مادر وى با وى درشتى كرد كه « چرا كردى ؟ » ( 1 - 315 ) .
( 271 ) ابو بكر .
( 272 ) پيغامبر ( ص ) .