تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
گرداند كه براى وى دو قصر در بهشت بنا فرمايد ، مسافت هر يكى از آن صد ساله راه و ميان آن هر دو نهالها نشاند كه اگر اهل دنيا در آن طواف كنند همه را بسنده بود . و گفت : من ركع عشر ركعات ما بين المغرب و العشاء بنى له قصر في الجنّة ، اى ، هر كه ميان شام و خفتن ده ركعت گزارد قصرى در بهشت براى وى بنا شود . عمر گفت : يا رسول اللّه ، بر اين جمله ، قصرهاى ما بسيار شود . پيغامبر - عليه السلام - فرمود : اللّه اكثر و افضل ، او قال اطيب ، اى ، إحسان خداى بيشتر و فاضل‌تر ، يا گفت خوش‌تر . * چه منشأ آن قصرها آن است . * « 160 » و انس مالك روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت كه هر كه نماز شام در جماعت گزارد ، بايد كه پس از آن دو ركعت كند ، و در ميان آن از كارهاى دنيا نه‌انديشد . و در ركعت اول فاتحه ، و ده آيت از اول البقرة ، و دو آيت از ميانهء آن ،
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
، تا :
لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
، « 161 » و پانزده بار
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
، پس ركوع و سجود كند ، و در ركعت دوم فاتحه ، و آية الكرسي ، و دو آيت پيوستهء آن تا هم فيها خالدون ، و سه آيت از آخر البقرة ، و پانزده بار
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بخواند ، ثواب آن در حديث چندان گفته است كه از حصر بيرون است . و كرز بن وبرة گفت - و او از ابدال بود - كه خضر را گفتم : مرا چيزى آموز كه شب آن را به جاى آرم . گفت : چون نماز شام گزاردى روى به نماز خفتن آر بىآنكه بر كسى سخنى گويى ، و در نمازهايى كه در آنى اقبال كن ، و ميان هر دو ركعتى سلام گوى ، و در هر ركعتى يك بار فاتحه و سه بار قل هو اللّه احد بخوان ، و چون از نماز فارغ شدى به خانه رو و با كسى سخن مگوى ، و دو ركعت نماز كن ، در هر ركعتى فاتحه و قل هو اللّه احد هفت بار بخوان ، پس بعد تسليم سجده كن و هفت بار آمرزش خواه و هفت بار بگوى : سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلىّ العظيم ، پس سر از سجده بر آر و راست بنشين و دو دست بردار و بگوى : يا حىّ يا قيّوم يا ذا الجلال و الاكرام يا إله الاوّلين و الآخرين يا رحمن الدّنيا و الآخرة و رحيمهما [ 445 ] يا ربّ يا ربّ يا ربّ ، يا اللّه يا اللّه يا اللّه ، پس دست برداشته برخيز و اين دعا بخوان ، و آن جا كه خواهى ، بر دست راست ، روى در قبله بخسب ، و همواره بر پيغامبر - عليه السلام - درود مىده تا در خواب شوى . او را گفتم كه خواهم كه مرا آگاه كنى كه اين از كه شنيده‌اى . گفت : من حاضر بودم كه اين دعا به محمد - صلى اللّه عليه و سلم - وحى آمد ، و او را بياموختند ، و من بياموختم از آن كسى كه او را
هامش
( 160 ) جملهء ميان دو * در متن عربى نيامده است . ( 161 ) بقره 2 - 163 و 164 .