تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
ششم موحّدى مستغرق به خداى واحد صمد كه همهء همتهاى او يكى شده باشد ، و دوست ندارد مگر خداى را ، و نترسد مگر از او ، و روزى از غير او توقع نكند ، و در هيچ چيزى ننگرد كه نه خداى را در او بيند . و هر گاه كه مرتبهء او بدين درجه رسيد او را به انواع وردها و اختلاف آن حاجتى نباشد ، بل ورد او پس از فريضه‌ها يك چيز است ، و آن حضور دل است با حق تعالى در همهء حالها . و در دل ايشان هيچ كارى نگردد و به گوش ايشان هيچ چيزى نرسد و چشم ايشان را هيچ چيزى ظاهر نشود كه نه ايشان را در آن عبرتي و فكرتى و مزيدى باشد ، پس محرّك و مسكّن ايشان نباشد مگر خداى تعالى . و ايشان را همهء حالها صلاحيت آن دارد كه سبب مزيد شود ، و نزديك ايشان عبادتى از عبادتى متميز نباشد . و ايشان آن كسان‌اند كه به حق تعالى گريخته‌اند ، چنان كه خداى - عز و جل - گفت :
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
. « 151 » و سخن حق تعالى در ايشان محقق شده است :
وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ
. « 152 » و قول حق تعالى :
إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ
. « 153 » اشارتى است بدان ، و اين منتهى درجات ، صدّيقان است . و بدان نتوان رسيد مگر پس از ترتيب وردها ، و روزگارى دراز بر آن مواظبت نمودن . و نبايد كه مريد به سخنى كه از اين باب شنود فريفته شود و اين حال براى خود دعوى كند ، چه علامت چنين كسى آن باشد كه در خاطر او هيچ وسوسه‌اى نبود ، و در دل او هيچ معصيتى نگردد ، و در وظايف عبادات سست نشود ، و از هولهايى كه ناگهان به وى رسد مزعج « 154 » نگردد ، و كارهاى بزرگ وى را از جاى نبرد . و هر كس را اين چنين مرتبه از كجا مسلّم و روزى شود ؟ و كل اين چه ياد كرديم راههاى حق تعالى است ، و او گفته است :
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا
« 155 » و ايشان همه بر راه راست‌اند ، و بعضى بر راه راست‌تر . و در خبر است : الايمان ثلاثمائة و ثلاث و ثلاثون طريقة « 156 » من لقى اللّه تعالى بالشّهادة على طريق منها دخل الجنّة ، اى ، ايمان سيصد و سى و سه طريق است ، هر كه بر يكى از آن با شهادت به حق تعالى رسد در بهشت رود . و يكى از علما گفت : ايمان سيصد و سيزده خوى است به عدد رسل ، هر مؤمنى كه بر خويى از آن باشد سالك طريق الهى بود . پس طرق مردمان اگر چه در عبادت مختلف است اما
هامش
( 151 ) ذاريات 51 - 49 و 50 . ( 152 ) كهف 18 - 16 . ( 153 ) صافات 37 - 99 . ( 154 ) مزعج ، بىآرام . ( 155 ) إسراء 17 - 84 . ( 156 ) در متن عربى : الايمان ثلاث و ثلاثون و ثلاثمائة طريقة .