كه اين احتمال ندارد ، « 142 » مگر به روز خواب بسيار اتفاق افتد . و اين آن است كه ما دوست داريم از ترتيب وردهاى عالم .
سوم متعلم و مشغول شدن متعلم به تعلم فاضلتر از مشغول شدن به ذكرها و نفلها . پس حكم او حكم عالم باشد در ترتيب [ 441 ] وردها ، و لكن به استفادت مشغول شود آن جا كه عالم به أفادت مشغول گردد ، و نسخ « 143 » و تعليق « 144 » باشد آن وقت كه عالم در تصنيف بود ، و ترتيب وقتهاى او همچنان است كه ياد كرديم . و كل آن چه در فضيلت تعليم و علم ياد كردهايم از « كتاب علم » دليل است كه آن فاضلتر است . بل اگر متعلم نباشد از آن روى كه تحصيل و تعليق كند تا عالم شود ، بل از عوام باشد ، پس حضور مجلس ذكر و علم و وعظ او را فاضلتر باشد از آن كه به وردهايى كه ياد كردهايم مشغول شود ، پس از صبح و پيش از طلوع و ديگر وقتها . و در حديث بو ذر است - رضى اللّه عنه - كه حضور مجلس علم از هزار ركعت نماز و شهود هزار جنازه و عيادت هزار بيمار فاضلتر .
و پيغامبر گفت : إذا رأيتم رياض الجنّة فارتعوا فيها ، اى ، چون مرغزارهاى بهشت بينيد در آن چرا كنيد . گفتند : يا رسول اللّه ، مرغزارهاى بهشت كدام است ؟ گفت : حلق الذّكر . « 145 » كعب أحبار گفت : اگر ثواب مجالس ذكر مردمان را ظاهر شود براى آن كارزار كنند تا به حدى كه همهء اميران امارت خود بگذارند و همه بازاريان ترك بازار گيرند . و عمر خطّاب گفت - رضى اللّه عنه - كه مرد از خانهء خود با گناهى چون كوه تهامه « 146 » بيرون آيد ، و چون سخن عالمى بشنود بترسد و در گناهان استرجاع « 147 » كند ، به خانهء خود باز گردد ، هيچ گناه با وى نماند . پس ، از مجالس علما جدا مشويد ، چه حق تعالى بر روى زمين تربتى گرامىتر از مجلس علما نيافريده است . و مردى حسن را گفت كه از سختى دل خود شكايت مىكنم . گفت : آن را به مجالس ذكر نزديك دار . و عمّار راهب مسكينهء طفاويه « 148 » را در خواب ديد - و او بر حلقههاى ذكر مواظبت
هامش
( 142 ) شب تابستان تحمّل اين سه جزء را ندارد .
( 143 ) نسخ ، نسخه بردارى .
( 144 ) تعليق ، حاشيه نويسى ، تعليقه نويسى .
( 145 ) حلقههاى ذكر .
( 146 ) تهامه ، مكه .
( 147 ) استرجاع ، « انّا للَّه و انّا إليه راجعون » گفتن .
( 148 ) ( عمّار الزاهد ) هو والد منصور القاص ( مسكينة ) امرأة من الصالحات العابدات ذكرها ابن الجوزي في الطبقات ( الطّفاوية ) منسوبة إلى بنى طفاوة بطن من العرب ( زبيدى ، 5 - 174 ) .