توان دانست . و عقل اشرف صفات آدمى است ، چنان كه بيان كرده خواهد شد ، چه به واسطهء او امانت الهى را قابل شده است و به وسيلت او به جوار حضرت قدس خواهد رسيد .
و اما عموم نفع در آن مجال شبهت و احتمال ريبت نيست ، چه نفع و ثمرهء آن سعادت آخرت است .
و اما شرف [ محل ] چگونه پوشيده ماند ؟ كه تصرف معلم در دلهاى مردمان است . و افضل موجودات زمينى مردم است ، و اشرف اجزاى او دل . و معلم مشغول است بدانچه دلها [ را ] مكمّل و مجلّى و مطهّر و مصفّى گرداند و به درجهء قرب حضرت بارى - سبحانه و تعالى - رساند .
پس تعليم علم ، از يك وجه ، بندگى حق - سبحانه و تعالى - است ، و از وجهى ديگر [ خلافت ] وى . و اين خلافت بزرگترين خلافتى است ، چه حق - سبحانه و تعالى و تقدس - علم را كه أخص صفات وى است بر دل عالم گشاده گردانيده است . پس او چون خازنى است [ 25 ] مر نفيسترين خزانه را ، و مع ذلك اجازت يافته است كه از آن خزانه بذل كند و محتاجان را بدان مستظهر گرداند . پس كدام مرتبه از اين رفيعتر و كدام منزلت از اين عالىتر كه بندهاى واسطه شود ميان خالق و خلق ، تا ايشان را به خالق نزديك مىگرداند و به بهشت جاويد مىرساند ؟
باب دوم [ كدام علم فرض عين است و كدام فرض كفايت ]
( 1 ) و در اين باب ، بيان آن چه فرض عين ، و آن چه فرض . . . كفايت است ، و بيان آن كه فقه و كلام در چه مرتبه است از علم دين ، و تفضيل علم آخرت ، خواهد آمد .
[ بيان علمى كه فرض عين است ]
( 2 ) پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - فرمود : طلب العلم فريضة على كلّ مسلم . اطلبوا العلم و لو بالصّين . پس مردمان در علمى كه فرض است بر هر مسلمانى مختلف شدهاند . و عدد أحزاب و فرق مختلفان در اين باب از بيست گذشته است . ما به نقل تفضيل تطويل ندهيم . و حاصل آن است كه هر فريقى وجوب را بر علمى كه او در صدد آن است حمل كرده است :