پس مراتب علم متفاوت است - چنان كه بيان كرده خواهد شد - و به سبب تفاوت مراتب علم ، فضايل آن هر آينه متفاوت تواند بود .
اما فضيلت تعليم و تعلم از آن چه تقرير كرديم روشن شود . بدانچه علم چون افضل كارهاست ، تعلم او طلب افضل باشد ، و تعليم او أفادت افضل . و بيان اين معنى آن است كه مقاصد خلق مجموع است در دين و دنيا ، و نظام دين منوط است به نظام دنيا ، چه دنيا مزرعهء آخرت است ، و آلتى است رساننده به حضرت بارى - سبحانه و تعالى - مر آن كس را كه او را « 42 » آلت و منزل سازد ، نه وطن و قرار گاه ، و كار دنيا منتظم نشود مگر به اعمال آدميان ، و اعمال و حرف و صناعات ايشان از سه قسم بيرون نيست :
قسم اول [ اصول است ] كه بى آن عالم را قوام نتواند بود ، و آن چهار صناعت است : برزگرى از براى طعام ، و جولاهگى از براى لباس ، و رازى « 43 » از براى مسكن ، و سياست از براى ألف گرفتن و فراهم آمدن و يك ديگر را يارى دادن بر اسباب معيشت و مضبوط داشتن آن .
قسم دوم آن چه خادم و مهيّى « 44 » اصول صناعات باشد . چون آهنگرى ، كه برزگرى و ديگر صناعات را خدمت كند به اعداد آلات آن ، و چون حلاجى و ريسمان ريسى ، كه جولاهگى را خدمت كند به مهيا گردانيدن عمل آن .
قسم سوم آن چه اصول صناعات را به كمال رساند و آراسته گرداند . چنان كه آس كردن و پختن برزگرى را ، و گازرى و دوختن جولاهگى را .
و اين هر سه قسم را چون به قوام عالم اضافت كنى مثل اجزاى تن باشد ، چون آن را به تن نسبت دهى . چه اجزاى تن سه گونه است : يكى اصول ، چون دل و دماغ و جگر ، و دوم خدمت كنندهء اصول ، چون معده و شرايين و آورده و اعصاب ، و سوم تمام كننده و آرايندهء آن ، چون ناخن و انگشت و ابرو .
و اشرف اين صناعات اصول آن است ، و اشرف اصول آن سياست است به سبب تأليف و استصلاح . و از براى اين معنى ، صناعت سياست آن اقتضا مىكند از كمال متكلّف سياست كه
هامش
( 42 ) دنيا را .
( 43 ) رازى ( عربى ، منسوب به « راز » به معنى مهتر بنّايان ، و اصل آن « رائز » است ) ، بنّايى ، گلكارى .
( 44 ) مهيّى ، آماده كننده .