صناعات ديگر اقتضا نكند . و به سبب آن ، صاحب سياست صنّاع ديگر را هر آينه خدمت مىفرمايد . و سياست در [ 24 ] استصلاح مردمان و نمودن بديشان راه راست را ، كه نجات دهنده است در دنيا و آخرت ، چهار مرتبه است :
مرتبهء اول كه اعلى مراتب است ، سياست انبياست - عليهم الصلاة و السلام - و حكم ايشان هم بر خواص است و هم بر عوام ، هم در ظاهر و هم در باطن .
مرتبهء دوم سياست خلفا و سلاطين و ملوك است ، و حكم ايشان هم بر خواص و عوام هست ، لكن در ظاهر ، نه در باطن .
مرتبهء سوم سياست آن علماست كه به خداى - عز و جل - و به دين او عالماند ، و ايشان وارثان منصب نبوتاند ، و حكم ايشان بر بواطن خواص است . و فهم عوام بدان درجه نرسد كه از ايشان اقتباس توانند كرد ، و قوّت ايشان بدان حد نه انجامد كه در ظواهر عوام ، به منع و الزام ، تصرف كنند .
مرتبهء چهارم سياست واعظان است ، و حكم ايشان بر بواطن عوام است بس .
و اشرف اين هر چهار سياست - پس از نبوت - أفادت علم است ، و پاك گردانيدن نفوس مردمان از اخلاق مذمومهء هلاك كنندهء ، و ارشاد ايشان به اخلاق محمودهء نيكبخت گرداننده . و مراد از لفظ « تعليم » اين بوده است .
و ما اين گفتهايم كه تعليم اشرف صناعات است ، زيرا كه شرف صناعات را به سه نوع توان دانست :
يكى از راه التفات به غريزتهايى كه صناعات را بدان شناسند ، چون فضل علمهاى عقلى بر علمهاى لغوى ، چه حكمت را به عقل توان شناخت و لغت را به سمع ، و عقل از سمع شريفتر است .
دوم از طريق نظر به عموم منفعت ، چون فضل زراعت بر زرگرى .
سوم از وجه ملاحظهء آن محل كه تصرف در وى است ، چون فضل زرگرى بر دباغت ، چه محل يكى زر عياردار است و محل ديگرى پوست مردار .
و پوشيده نيست كه علوم دين را ، كه فقه طريق آخرت است ، به كمال عقل و صفاى ذهن
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: الغزالي
ص٤٥