تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
يا آهسته ؟ گفت : گاهى بلند و گاهى آهسته . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : صلوة اللّيل مثنى مثنى فإذا خفت الصّبح فأوتر بركعة . اى ، نماز شب دوگان دوگان است و چون از طلوع صبح بترسى به يك ركعت وتر بايد كرد . و گفت : صلوة المغرب أوترت صلوة النّهار فأوتروا صلوة اللّيل . اى ، نماز شام نماز روز را وتر گردانيده است ، پس نماز شب را هم وتر كنيد . و بيشتر آن چه در قيام شب از پيغامبر درست شده است سيزده ركعت است و در اين ركعتها ورد خود از قرآن بخواند يا از سورتهاى مخصوص آن چه بر وى آسانتر ، و آن در حكم اين ورد است تا نزديك سدسى از آخر شب .

ورد پنجم سدس اخير از آخر شب ، و اين وقت سحر است .

( 1 ) قال اللّه تعالى :
وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
. و لفظ يستغفرون را به نماز گزاردن تعبير كرده‌اند ، زيرا كه در نماز استغفار باشد ، و آن مقارن صبح است ، كه وقت بازگشتن ملايكهء شب باشد و آمدن ملايكهء روز . و سلمان برادر خود بو دردا را - رضى اللّه عنهما - بدين ورد فرموده است ، شبى كه به زيارت او رفته بود ، در حديثى دراز ، كه در آخر آن گفته است كه چون شب آمد بو دردا برفت تا قيام كند ، سلمان گفت : بخسب . او بخفت و پس از آن بار دوم [ 438 ] قصد نماز كرد ، سلمان هم بر اين جمله فرمود ، و اشارت او را ارتسام « 129 » نمود . و چون نزديك صبح شد سلمان گفت : اكنون برخيز و هر دو برخاستند و نماز گزاردند ، و سلمان گفت : انّ لنفسك عليك حقّا ، و انّ لضيفك عليك حقّا ، و انَّ لاهلك عليك حقّا ، فأعط كلّ ذى حقّ حقّه . اى نفس تو را بر تو حقى است ، و مهمان تو را بر تو حقى [ و اهل تو را بر تو حقى است ] پس حق هر صاحب حقى ببايد داد . و اين از آن بود كه قوم « 130 » بو دردا سلمان را خبر كرده بود كه بو دردا شب نمىخسبد ، و هر دو به خدمت پيغامبر - عليه السلام - رفتند و اين حال باز نمودند ، پيغامبر - عليه السلام - گفت : صدق سلمان . و اين ورد پنجم است ، و سحور در اين ورد مستحب ، و اين آن گاه باشد كه از طلوع صبح بترسد . و وظيفت در اين دو ورد نماز است . و چون صبح طلوع كرد ، وردهاى شب گذشت و
هامش
( 129 ) ارتسام ، فرمان بردن . ( 130 ) قوم ، زن ، همسر .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 729 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى