در افزونى ، و معنى دوم آن كه اگر در يكى چيزى فوت شود در ديگرى آن را تدارك توان كرد .
ورد چهارم [ 558 ] آن چه ميان زوال است تا فارغ شدن از نماز پيشين و راتبهء آن ،
( 1 ) و اين كوتاهترين وردهاى روز است و فاضلتر آن . و چون پيش از زوال وضو سازد و به مسجد رود ، پس هر گاه كه زوال حاصل آيد و مؤذن آغاز بانگ نماز كند ، بايد كه صبر نمايد تا از جواب مؤذن فارغ آيد . پس وقتى كه ميان بانگ نماز و اقامت است احيا كند ، و آن وقت اظهار است ، كه حق تعالى گفته است :
وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
. « 70 » و در اين وقت چهار ركعت بگزارد به يك سلام .
و اين نماز را تنها از ميان ديگر نمازهاى روز نقل كردهاند كه پيغامبر به يك سلام گزارده است ، و لكن آن روايت مطعون است . و مذهب شافعى به دو سلام است - مثل نوافل ديگر - و خبرهاى صحيح همچنين آمده است . و اين ركعتها دراز كند ، چه وقت گشادن درهاى آسمان است ، چنان كه در باب نماز تطوع آوردهايم . و در آن سورت بقره بخواند يا دو سورت از مئين يا چهار از مثانى . و اين ساعتى است كه دعا در او مستجاب شود . و پيغامبر دوست داشته است كه در اين وقت عمل او مرفوع شود . « 71 » پس نماز پيشين به جماعت بگزارد پس از چهار ركعت دراز - چنان كه گفته شد - يا كوتاه ، و نبايد كه آن را بگذارد « 72 » ، پس بعد نماز پيشين دو ركعت ، پس چهار ركعت ، چه عبد اللّه مسعود كراهيت داشته است كه پس از فريضه ، بىفاصلى مثل وى گزارده شود . و مستحب است كه در اين نفل آية الكرسي و آخر البقرة ، و آيتهايى كه در ورد اول ايراد كردهايم بخواند ، تا جامع باشد ميان دعا و ذكر و قرائت و نماز و تحميد و تسبيح با شرف وقت .
ورد پنجم آن چه پس از آن است تا نماز ديگر ،
( 2 ) و در آن مستحب است كه در مسجد معتكف باشد و به ذكر يا به نماز يا به نوعى ديگر از خير مشغول [ شود ] و در انتظار نماز [ معتكف باشد ] ، چه انتظار نماز پس از نماز از فضايل اعمال است ، و اين سنت سلف بوده است ، [ كه چون ] ميان نماز پيشين و نماز
هامش
( 70 ) روم 30 - 18 .
( 71 ) مرفوع شود ، بالا رود .
( 72 ) بگذارد ، ترك كند .