عليه السلام - و اصحاب او در اين وقت به ذكرها مشغول شدندى ، و آن اولى است ، مگر آن كه پس از فرض خواب غلبه كند و بجز از نماز دفع نشود ، آن گاه اگر نماز كند باكى نباشد .
ورد دوم آن چه ميان طلوع خورشيد است تا چاشتگاه ،
( 1 ) اى يك نيمه از ميان طلوع خورشيد تا زوال ، و آن سه ساعت باشد از روز چون تمام آن را دوازده ساعت گيرند ، و يك ربع از روز باشد . و در اين ربع دو وظيفت زايد است :
يكى نماز چاشت . و در كتاب نماز ياد كردهايم كه اولى آن است كه دو ركعت و در وقت اشراق بگزارد ، و آن آن گاه باشد كه خورشيد منبسط گردد و قدر نيم نيزه بلند شود ، و چهار ركعت يا شش يا هشت آن وقت كه پاى از گرمى زمين بسوزد . و وقت دو ركعت آن است كه حق تعالى گفته است :
يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ
، « 60 » چه آن وقت اشراق شمس است ، و آن ظاهر شدن تمام نور او باشد بدان كه چنان بلند گردد كه بخارات و غبارات كه بر روى زمين است نور او را مانع نباشد ، چه آن مانع كمال اشراق است ، و وقت چهار ركعت - و آن چاشت فراخ است - آن است كه بارى تعالى بدان قسم ياد فرموده است :
وَ الضُّحى وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى
« 61 » . و پيغامبر - عليه السلام - بيرون آمد و صحابه به وقت اشراق نماز مىگزاردند به آواز بلند ، گفت : الا انّ صلوة الاوّابين إذا رمضت الفصال . اى ، بدانيد كه وقت نماز اوّابان « 62 » آن است كه شتر بچگان از گرمى زمين بسوزند .
و چون در نماز چاشت بر يك بار اقتصار نمايد هم بر اين جمله فرماييم ، چه آن وقت فاضلتر نماز چاشت را ، و اگر چه اصل فضيلت بدانچه [ 556 ] ميان دو طرف دو وقت كراهيت نماز گزارد حاصل شود ، و آن از وقت بلند شدن خورشيد باشد به قدر نيم نيزه بتقريب تا پيش از زوال در ساعت استوا . و اسم چاشت بر كل اين وقت منطلق است . و دو ركعت اشراق چنانستى كه در اول وقت اذن مىباشد در نماز « 63 » ، و گذشتن [ وقت ] كراهيت ، چه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ الشّمس تطلع معها قرن الشّيطان فإذا ارتفعت فارقها . اى ، طلوع خورشيد با سرون « 64 » ديو طالع شود و چون بلند شد از وى جدا گردد . و كمتر بلندى او آن باشد كه از حجاب زمين و غبار آن
هامش
( 60 ) ص 38 - 18 .
( 61 ) ضحى 93 - 1 و 2 .
( 62 ) اوّاب ، تسبيح كننده ، نيك توبه كار ، نماز اوّابان ، نماز چاشت .
( 63 ) در شرح زبيدى : في مبدأ وقت الاداء للصلاة .
( 64 ) سرون ، شاخ .