پس ضرورت تلطف در حق وى آن باشد كه وى را آسايش داده شود بدانچه از فنى به فنى و از نوعى به نوعى به اعتبار هر وقتى نقل كرده آيد تا به سبب انتقال لذت او غزير « 7 » شود ، و به سبب لذت رغبت او عظيم گردد ، و به دوام رغبت در مواظبت مداومت نمايد . و براى اين ، وردها را قسمت مختلف بايد كرد ، و در ذكر و فكر بايد كه همهء وقتها - يا اكثر آن - مستغرق باشد . چه نفس به طبع خود سوى ملاذّ « 8 » دنيا ميلى دارد ، پس اگر بنده يك نيمه از وقتهاى خود در تدبيرهاى دنيا و شهوتهاى مباح آن صرف كند و يك نيمهء ديگر در عبادات ، ميل دنيا راجح باشد به سبب موافقت طبع ، چه وقت هر دو متساوى است . پس چگونه متقاوم « 9 » باشند كه طبع يكى را از ايشان مرجّح است . چه ظاهر و باطن را در كارهاى دنيا مساعدت است و دل در طلب آن صافى و متجرّد . و اما بازگشتن به عبادات از راه تكلف است ، و اخلاص دل و حضور آن در آن جز در بعضى اوقات مسلّم نماند . پس هر كه خواهد كه در بهشت بىحساب در رود ، بايد كه همهء اوقات خود را مستغرق عبادات گرداند ، و هر كه خواهد كه كفهء حسنات او را راجح باشد و ترازوى خيرات او گران آيد ، بيشتر وقتها را در طاعات مصروف كند . و اگر بد و نيك به هم آميزد كار او در مخاطره باشد ، و اميد منقطع نه ، و عفو از كرم الهى متوقع [ است ] ، و شايد كه به وجود و كرم خود [ او را ] بيامرزد .
اين آن است كه اهل بصيرت را منكشف شده است . و اگر تو از اهل آن نهاى ، در خطاب بارى تعالى [ با رسول خود ] تأمل بايد كرد ، و به نور ايمان از آن اقتباس نمود . چه نزديكتر بندگان و رفيع درجهتر ايشان را گفته است :
إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا
. « 10 » و گفته :
وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا ، وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا .
« 11 » و گفته :
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ ، وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ
« 12 » و گفته :
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ، وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ
« 13 » و گفته :
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا
« 14 » و گفته :
وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى
« 15 » . و گفته :
وَ أَقِمِ [ 546 ] الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
« 16 » . پس بنگر كه رستگاران را از بندگان خود چگونه و به چه چيز صفت
هامش
( 7 ) غزير ، بسيار .
( 8 ) ملاذّ ( واحد آن : ملذّه ) ، شهوات و لذات .
( 9 ) متقاوم ، در برابر هم ايستاده .
( 10 ) مزّمّل 73 - 7 و 8 .
( 11 ) دهر 76 - 25 و 26 .
( 12 ) ق 50 - 39 و 40 .
( 13 ) طور 52 - 48 و 49 .
( 14 ) مزمّل 73 - 6 .
( 15 ) طه 20 - 130 .
( 16 ) هود 11 - 114 .